![]() |
![]() |
|
| آموزش ترجمه متون سياسي |
مقدمه:
مجموعه علوم سياسي و روابط بين الملل يكي از مهمترين رشتههاي علوم انساني است. فيلسوفان بزرگي نظير ارسطو كه او را پدر علم سياست ناميدهاند معتقد بودند كه علم سياست ملكه تمام علوم است. رشته علوم سياسي در ايران از قدمت زيادي برخوردار است. براي اولين بار آموزش علم سياست در ايران با تأسيس مدرسه عالي علوم سياسي در سال 1278 شمسي آغاز شد. در طول زمان اين رشته از گسترش كيفي و كمي زيادي برخوردار گرديد و اكنون هم در دانشگاههاي متعددي تدريس ميشود كه در ادامه اساميشهرها و دانشگاههاي مربوطه و گرايشهاي موجود در جدول جداگانهاي خواهد آمد. علاوه بر فارغ التحصيلان رشته علوم سياسي فارغ التحصيلان ساير رشتههاي علوم انساني، پايه، پزشكي، فني و مهندسي … هم ميتوانند در آزمون كارشناسي ارشد اين رشته شركت كنند دانشجوياني كه مراحل تحصيل در كارشناسي ارشد را به اتمام ميرسانند ميتوانند در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي دولتي و آزاد، وزارتخانههاي خارجه، كشور و غيره، مركز پژوهشهاي سياسي نهادها و مؤسسات دولتي و غير دولتي، دايرة المعارفها، مطبوعات و … مشغول كار شوند. دوران تحصيل در رشته علوم سياسي و ساير گرايشهاي مربوطه دو سال است نكته مهميكه بايد در مورد دانشگاههاي محل تحصيل ذكر شود اين است كه دانشجو در صورتي كه علاقهمند به تحصيل در دوره دكتري ميباشد بايد دانشگاهي را در اولويت قرار دهد كه داراي دكتراي همان گرايش باشد از اين جهت دانشگاههاي تهران، شهيد بهشتي و تربيت مدرس در اولويت قرار دارند از جهت دسترسي به مراكز كتابخانهاي و اسناد و مؤسسات پژوهشي دانشگاههاي شهر تهران بيشتر از ساير دانشگاهها داراي اولويت ميباشند. در دورهي كارشناسي ارشد رشته علوم سياسي به دو گرايش مهم علوم سياسي و روابط بين الملل و چند گرايش جانبي ديگر تقسيم ميشود كه عبارتند از : 1- مطالعات منطقهاي 2- مطالعات ايران و سياستگذاري عمومي 3- انديشه سياسي در اسلام 4- ديپلماسي و سازمانهاي بين المللي در ادامه جدول گرايشها و دروس و ضرايب مربوطه خواهد آمد. علوم سياسي
روابط بين الملل
انديشه سياسي در اسلام
مطالعات منطقهاي
جدول گرايشها وضرايب رشته علوم سياسي
* گرايش ديپلماسي در سال 85 از ليست گرايشات حذف شد و پذيرش در رشته فوق صورت نگرفت.
جدول ظرفيت پذيرش گرايشهاي علوم سياسي
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:16 توسط رضا دلاوری |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 17:19 توسط رضا دلاوری |
|
|
" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:11 توسط رضا دلاوری |
|
|
مباني علم سياست
-بنیادهای علم سیاست-دکترعالم-نشرنی -مباني سیاست -دكتر ابوالحمد-طوس -اصول علم سياست-دكتر قاضي-میزان -مقدمه نظریه سیاسی-دکترعالم-قومس -سیاست به مثابه علم-دکترصلاحی-سمت -آموزش دانش سیاسی-دکتربشیریه-نگاه معاصر -سیاست وحکومت جدید-دکترعالم-قومس انديشههاي سياسي (غرب و اسلام) -تاريخ فلسفه در غرب (دو جلدي)-دكتر عالم-وزارت خارجه -تاريخ انديشههاي سياسي در غرب-دكتر طاهري-قومس -تاريخ انديشههاي سياسي در قرن بيستم-دكتر قادري-سمت -تاريخ انديشههاي سياسي در اسلام و ايران-دكتر قادري-سمت -تاريخ انديشههاي سياسي در غرب در قرن بيستم-دكتر صلاحي-قومس -تاريخ انديشههاي سياسي در قرن بيستم (دو جلدي)-دكتر بشيريه-نی -نظام سياسي و دولت در اسلام-دكتر فيرحي-سمت -قدرت، دانش و مشروعيت در اسلام--دكتر فيرحي-نی -تاریخ تحول دولت دراسلام-دکترفیرحی-دانشگاه مفید -نقد و بررسي آثار بزرگ سياسي سده بيستم-دکترعالم -دانشکده حقوق -اندیشه سیاسی دراسلام معاصر-دکترعنایت-خوارزمی -بنیادفلسفه سیاسی درغرب-دکترعنایت-زمستان جهان سوم و مسائل آن -مسائل سياسي و اقتصادي جهان سوم-دكترساعي-سمت -درآمدي بر شناخت مسائل اقتصادي و سياسي جهان سوم-دكترساعي-قومس -توسعه در مكاتب متعارض-دكترساعي-قومس -نظريههاي امپرياليسم-دكترساعي-قومس -جهاني شدن و جنوب -دكترساعي-قومس -اقتصاد سياسي بين الملل-دكترساعي-قومس -عقلانيت و آينده توسعه يافتگي در ايران-دكتر سريع القلم- خاورميانه -شناخت ماهیت وعملکردامپریالیسم-دکترالهی-قومس -کارتلهای چندملیتی-دکترالهی-قومس -تئوری توسعه وسه جهان-دکترموثقی-قومس -اقتصادسیاسی ایران-دکترمحمدعلی کاتوزیان- اصول روابط بين الملل -اصول روابط بين الملل(الف وب)-دكترسيف زاده-ميزان -ماهيت سياست گذاري خارجي-دكترسيف زاده-قومس -اصول سياست خارجي و سياست بين الملل-دكتر قوام-سمت حقوق بين الملل عمومي -حقوق بين الملل عمومي (دوجلدي)-دكتر آقايي-حافظيان-ميزان -حقوق بين الملل عمومي-دكتر مقتدر-وزارت خارجه -حقوق بين الملل عمومي-دكتر ضيايي بيگدلي-گنج دانش -بايستههاي حقوق بين الملل عمومي-دكتر موسي زاده-ميزان تحولات سياسي، اجتماعي ايران -سياست خارجی جمهوي اسلامي ايران-دكتر ازغندي-قومس -تحولات سياسي و اجتماعي ايران-دكتر ازغندي-سمت - تاريخ روابط خارجي ايران (20 تا 57)-دكتر ازغندي-قومس -تاريخ روابط خارجي ايران -دکترهوشنگ مهدوی-امیرکبیر -نخبگان سياسي ايران بين دو انقلاب-دكتر ازغندي-قومس -سنت و مدرنيته -دكتر زيباكلام-روزنه -ما چگونه ما شديم -دكتر زيباكلام-روزنه -مقدمهاي بر انقلاب اسلامي -دكتر زيباكلام-روزنه -تحولات سياسي اجتماعي ايران-دكتر زيباكلام-سمت سازمانهاي بين المللي -سازمانهاي بين المللي-دكتر موسي زاده-میزان -سازمانهاي بين المللي-دكتر آقايي-نسل نيكان -ايران و سازمانهاي بين المللي-دكتر آقايي-مركز اسناد -نقش و جايگاه شوراي امنيت در نظم نوين جهانی-دكتر آقايي-نسل نيكان جامعه شناسی سیاسی - درآمدي بر جامعه شناسي سياسي-دكتر نقيب زاده -سمت - جامعه شناسي سياسي -دكتر بشريه-نشرني - بايستههاي جامعه شناسي سياسي-دكتر قاضي-ميزان - نگرشی برجامعه شناسی سیاسی- ترجمه دکترابوالحسنی -ميزان -مشارکت سیاسی-ترجمه دکترابوالحسنی -ميزان تاريخ روابط بين الملل -تاريخ ديپلماسي و روابط بين الملل-دكتر نقيب زاده-قومس -تاريخ روابط بين الملل- دکتربزرگمهری-سمت نظامهاي سياسي، تطبيقي - سياستهاي مقايسهاي-دكتر قوام- سمت - چالشهاي توسعه سياسي-دكتر قوام-قومس سياست خارجي ايران از صفويه تا امروز - تاريخ روابط خارجي ايران (20 تا 57)-دكتر ازغندي-قومس -تاریخ روابط خارجی ایران-دکترهوشنگ مهدوی-امیرکبیر زبان انگليسي -Oxford-Oxford Politics -Plano-International Relation Dictionary -زبان تخصصي علوم سياسي (جلد 1 و2)-هرمز داورپناه-سمت -انگلیسی اختصاصی حقوق وعلوم سیاسی- specialized Englishهرمز داورپناه -504واژه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:57 توسط رضا دلاوری |
|
منابع زیرنیزبرای جهان سوم توصیه می گردد:
منابع زیر نیزبرای تحولات توصیه می گردد:
ضمنا کتاب نگرشی برجامعه شناسی سیاسی ترجمه دکترابوالحسنی برای جامعه شناسی توصیه می گردد.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:55 توسط رضا دلاوری |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
۱)نظريه هاي روابط بين الملل ** حمیرا مشيرزاده، تحول در نظریههای روابط بینالملل، انتشارات سمت ** ناصر هاديان، سازهانگاري از روابط بينالملل تا سياست خارجي، فصلنامه سياست خارجي. ** جيمز دوئرتي و رابرت فالتزگراف، نظريههاي متعارض در روابط بينالملل، ترجمة عليرضا طيب و وحيد بزرگي، نشر قومس. * جمعي از نويسندگان، نظريههاي روابط بينالملل، ترجمة وحيد بزرگي، انتشارات ماجد. * استفان هابدن، جامعهشناسي تاريخي و روابط بينالملل، ترجمة جمشيد زنگنه، دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي. * جيمز ديوتاك و جيمز دردريان، نظريههاي مجازي در روابط بينالملل، ترجمة حسين سليمي، گام نو. ** Burchill, Scott and Linklater, Andrew (1996) Theories of International Relations. مقاله مربوط به سازهانگاری به صورت ترجمه شده در نزد دانشجویان قرار دارد و می توان آن را به دست آورد. * Little, R. and Smith, M. (1991) Perspectives on World Politics. * Griffiths, M. (1999) “Theory of International Society.” and “Alexander Wendt.”In Fifty Key International Thinkers. ** Neumann, Iver B. and Waever, Ole, eds. (1996) The Future of International Relations: Masters in the Making? * نقطهنظرات دكتر مشيرزاده، دکتر رمضانزاده و دکتر عسگرخاني در اين درس بسيار مهم است. ۲) روششناسي در روابط بينالملل * يارول مانهايم و ريچارد ريچ، روشهاي تحقيق در علوم سياسي: تحليل تجربي، ترجمة ليلا سازگار، مركز نشر دانشگاهي. ** قاسم افتخاري، جزوة روششناسي در روابط بينالملل، دورة كارشناسي ارشد. ** آلن چالمرز، چيستي علم، ترجمة سعيد زيباكلام، سمت. * در این درس، دکتر افتخاری، دکتر هادیان، و دکتر مستقیمی سئوال طرح میکنند. ۳) سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ** رضا رئيسطوسي، نفت و بحران انرژي، كيهان. * رضا رئيسطوسي، مقالات مربوط به دورة مشروطيت، تاريخ معاصر ايران. * رضا رئيسطوسي، «استراتژي آمريكا، تضعيف امنيت ملي ايران»، ايران فردا. ** رضا رئيسطوسي، «فرایند نادیدهگرفتن سیاستگذاری خارجی»، در سعید مدنی (گردآورنده) مجلس ششم؛ بیمها و امیدها (تهران: مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، 1379) صص 146-111. * رضا رئيسطوسي، «پيشنهاد بانك جهاني»، چشمانداز ايران. * هادي سمتي، «بحران تصميمگيري در سياست خارجي آمريكا در رويارويي با جمهوري اسلامي ايران»، مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي. و همچنين، ديگر مقالات ايشان در اين مجله. ** منوچهر محمدي، سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، نشر دادگستر. ** منوچهر محمدي، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، نشر دادگستر. * منوچهر محمدي، استراتژي نظامي آمريكا بعد از 11 سپتامبر، سروش. ** منوچهر محمدي و ابراهیم متقی، «دکترین تعامل سازنده در سیاست خارجی کشور» (قسمت 1، 2، 3، و 4)، فصلنامة راهبرد یاس، ش 2، 3 ، 4 و 5 (تابستان 1384 و به بعد). * منوچهر محمدي، مقالات مربوط به سياست خارجي ايران در مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي. * ديگر مطالب اين استادان در مجلات ديگر، از جمله اظهار نظرها در رسانهها بسيار مهم ميباشد. * مطالب مربوط به سياست خارجي ايران در بولتن مركز مطالعات بينالمللي. * در این درس، نظرات آقای دکتر رئیسطوسی، دکتر رمضانزاده و دکتر شعلهسعدی، و حتی برخی مواقع، دکتر منوچهر محمدی مهم است. به جز دکتر رئیسطوسی و دکتر محمدی، دو استاد دیگر هنوز تألیفات چشمگیری در مورد سیاست خارجی ایران ندارند اما در این مباحث صاحبنظرند و معمولاً در فرایند طرح سئوال شرکت میکنند. این دو استاد بر مطالعة سیاست خارجی به صورت مسائل روز و نهایتاً تحولات سیاست خارجی از انقلاب به بعد و حتی دورة آقای خاتمی اصرار دارند. همچنین، قابل ذکر آنکه جناب آقای دکتر رئیسطوسی از تاریخ تیرماه 1385 بازنشست شدندبنابراين معلوم نیست که آیا ایشان به تدریس خود ادامه خواهند داد یا نه. در نبود ایشان ممکن است جناب آقای دکتر عطایی طراح سئوال باشند. در هر صورت، مطالعه و شنیدن مصاحبههای ایشان در رسانههای مختلف معتبر بسیار مفید خواهد بود. ۴) اقتصاد سياسي بينالملل * توماس لارسون و ديويد اسكيدمور، اقتصاد سياسي بينالملل: تلاش براي كسب قدرت و ثروت، ترجمة احمد ساعي و مهدي تقوي، نشر قومس. * جمعي از نويسندگان، اقتصادسياسي بينالملل، ترجمة مهدي تقوي، دانشكدة امور اقتصادي. ** محمد بهكيش، جهاني شدن و اقتصاد ايران، نشر ني. ** مقالات مجلة سياست خارجي در تابستان 1379 (ويژة جهاني شدن). ** مقالات دكتر محمد شيرخاني در مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي و مطالعات خاورميانه. ** احمد ساعي، جهاني شدن و جنوب، نشر قومس. ** احمد ساعي، مسائل سياسيـاقتصادي جهان سوم، سمت. * احمد ساعي، قدرت، سياست، و نابرابري در جهان سوم، نشر قومس. * رونالد چيلكوت، نظريههاي توسعه و توسعه نيافتگي، ترجمة احمد ساعي، انتشارت علوم نوين. * احمد ساعي، مقالات مجلة اطلاعات سياسيـاقتصادي، و مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي. * در آخرین تحولات مربوط به این درس، جناب آقای دکتر ساعی به حکم عمید زنجانی، رئیس دانشگاه، از تاریخ تیرماه 1385 بازنشست شدند. معلوم نیست که آیا ایشان به تدریس خود ادامه خواهند داد یا نه. در نبود ایشان، دکتر شیرخانی تمام سئولات را طرح خواهند نمود. ۵) سازمانهاي بينالمللي * نسرين مصفا و ديگران، راهنماي سازمان ملل متحد. ** نسرين مصفا، مقالات مربوط به سازمانهاي بينالمللي در مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي. ** نسرين مصفا، مقالات مربوط به سازمانهاي بينالمللي در مجلة سياست خارجي. ** گزارش هزارة دبيركل، ما مردمان، دفتر سازمان ملل متحد در ايران. * گزارشاتي كه دفتر سازمان ملل متحد در ايران در مورد سازمان ملل متحد و ديگر ارگانهاي آن منتشر ميكند. ** مطالب سرکلاسی خانم دکتر مصفا بسیار مهم است و مسیر سئولات را نشان میدهد. * داشتن اطلاعات عمومي و ديگر مطالعات مفيد در مورد سازمانهاي بينالمللي از جمله مسائل مهم روز در مورد اين سازمانها در پاسخ به سئوالات اين مبحث بسيار مهم و مفيد است. همچنین بسیار مهم است که داوطلبان در شرایط کنونی از اطلاعات نسبتاً جامعی در مورد مسئلة اصلاح منشور ملل متحد و نتایج آن برخوردار باشند.
** يوسف مولايي، حاکمیت و حقوق بینالملل (تهران: نشر علم، 1384). ** ربهكا والاس، حقوق بينالملل، ترجمة محمد شريف. * هوشنگ مقتدر، حقوق بينالملل، دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي. * جمشيد ممتاز، مقالات مربوط حقوق بينالملل در مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي. * جمشيد ممتاز، مقالات مربوط حقوق بينالملل در مجلة سياست خارجي. ۷) سياست بينالملل ** ابومحمد عسگرخاني، رژيمهاي بينالمللي، مؤسسة مطالعات و تحقيقات ابرار معاصر تهران. ** استیو اسمیت و جان بیلیس، جهانیشدن سیاست، ترجمة ابوالقاسم راهچمنی، مؤسسة مطالعات و تحقيقات ابرار معاصر تهران. ** مقالات دكتر عسگرخاني در مجلة دانشكدة حقوق و علوم سياسي، سياست خارجي، مطالعات خاورميانه، سياست دفاعي و اظهارات ايشان در رسانهها بسيار مهم ميباشد. * كتابهاي زير هم در اين رابطه منبع سئوال و تدريس هستند: *Robert Gilpin, International Political Economy. *Lawrence Friedman, Deterrence. ۸) زبان تخصصي * تقريباً هيچ منبعي را نميتوان در اين مورد معرفي كرد اما كتاب زير اثر خوبي است كه داوطلبان با ترجمة روان آن خود را بيازمايند. در ضمن، اين كتاب پيشتر و براي چند سال، منبع سئوال زبان تخصصي بود. *Kenneth N. Waltz, Theory of International Politics. * ضمناً یادآوری میشود که آقای دکتر تخشید به عنوان طراح اصلی این درس مطرحاند و در کنار ایشان ممکن است دکتر رئیسطوسی و دکتر مشیرزاده هم سئوال طرح کنند. در هرصورت، مطالب آزمون، معمولاً در حوزة سیاست بینالملل، نظریههای روابط بینالملل، و اقتصاد سیاسی بینالملل طرح خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:53 توسط رضا دلاوری |
|
|
از آغاز سده ۱۹۷۰ تاکنون عده ای از فلاسفه علم کوشيده اند که آخرين تيرهای خلاص را به جسد نيمه جان پوزيتويسم منطقی و عقلگرائی انتقادی شليک کنند. توماس کوهن نشان داده بود که شيوه کار پژوهشگران با قواعد و استانداردهای پوزيتويستی و پوپريستی ناسازگار است. پاول فايربند ( ۱۹۲۴) اين خط فکری را دنبال کرده و در کتابش « ضد روش» ( ۱۹۷۵)، علم و جامعه آزاد (۱۹۷۸) و وداع با عقل ( ۱۹۸۷) نظريه های قبلی در فلسفه علم را هدف حملات خود قرارمی دهد. او در اين آثار خود را يک هرج و مرج طلب و طرفدار مکتب Dadaism می خواند.۹ مهمترين تز فايربند بشرح زير است: هيچگونه قواعد و استاندارد و يا معيار قطعی برای مرزبندی بين علم و غير علم وجود ندارد. قواعد و استانداردهايي را که پوزيتويستها و پوپريستها از آنها دفاع می کنند خلاف آن مسيری است که علم طی کرده است. اگر دانشمندان مطابق اين قواعد کار می کردند ، نقائص علم برطرف نمی شد. اين حقيقت ندارد که کاميابی علمی نتيجه استاندارد بسيار خوب است. مطالعه تاريخ علم نشان می دهد که قواعد و استانداردهای پوزيتويستی کنار گذاشته شد و می بايست کنار گذاشته شود تا علم بتواند جلو برود. تنها يک اصل وجود دارد که از پيشرفت علم جلوگيری نمی کند : هرچيزی ممکن است.10 اگر بخواهيم دقيق تر بگوئيم تنها يک شکل از فلسفه علم، يعنی شکل هرج و مرج طلبانه آن، می تواند به نحوی ثمربخش در جامعه پژوهشگران بکار آيد. نظريه فايربند بعنوان يک برگشتگاه تاريخی در فلسفه علم بشمار می رود. او مانند توماس کوهن به نمونه های تاريخی در علم اشاره می کند تا نشان دهد که قواعد و استانداردهای قديمی فلسفه علم بی ارزش هستند و بايد کنار گذاشته شوند. اگر ما امروز نظريه های علمی مدرن دراختيار داريم به اين علت است که پژوهشگران از قواعد و استاندادرهای پوزيتويستی و پوپريستی پيروی نکردند و استفاده از همه نوع عناصر غيرعقلانی را در کار پژوهشی خود مجاز دانستند. با اين وجود، فايربند به کوهن نيز انتقاد می کند. او معتقد است که ديدگاه کوهن نسبت به علم بيش از حد محافظه کارانه است : آنچه که علم به آن نياز دارد « علم متعارف» و روش حل کردن معما نيست بلکه چندين پارادايم است که با يکديگر رقابت کنند. در درون جامعه علمی ما نتنها به رواداری و پلوراليسم علمی بلکه به جادوگر ، جن گير و طالع بين نيز احتياج داريم. وجود نظريه ها و سنتهای مختلف طرح نقطه نظرات مختلف را امکان پذير می سازد. درنتيجه، پژوهشگر می تواند جنبه های تازه و مسائل جديدی را کشف کند که اگر در درون يک پارادايم واحد فعاليت می کرد قادر به اين کار نمی بود. فايربند مانند کوهن معتقد است که انقلابات علمی و گذار پارادايمی منجر به اين می شود که پژوهشگران تصور جديدی از جهان بدست آورند. او ادعا می کند که اينگونه دگرگونی های اساسی می توانند تأثير و نفوذ فايربند و نظريه هرج و مرج طلبانه او به اين معنی نيست که تمام قواعد و استانداردها بی ارزش هستند و بايد کنار گذاشته شوند. او درواقع، از اصول معينی دفاع می کند. بخصوص از پلوراليسم و تکثر پارادايمها. منظور او اينست که دانشمندان بايد نظريه های جديدی درست کنند که با شيوة تفکر معمول ناسازگار باشد. بايد گذاشت که « هزازان شکوفه گل دهد» ( مائوتسه تونگ). زيرا که يک پارادايم از جهات بسياری يک جهان بسته است ؛ جهانی که در آن پژوهشگران فرضهای اساسی و مفاهيم آنرا به زير سؤال نمی برند. به همين خاطر ضروری است که پارادايمهای متعددی شکل بگيرند بطوريکه پژوهشگر بتواند از بيرون به فعاليتهای خود نگاه کند. يعنی « دورنما» و يا چشم اندازی از علم داشته باشد. فايربند با برنامه انتقادی و مبارزه جويانه خود هدف سياسی بزرگی را تعقيب می کرد. مؤفقيت و پذيرش يک نظريه علمی نه بر مبنای برتری روش آن به روشهای ديگر و نه نتايج خوب آن بلکه صرفاً به اين دليل است که از تبليغات و لفاظی و همه نوع حيله های کثيف استفاده کرده است. حال پرسش اين است آيا نمی توانيم با اطمينان کامل ادعا کنيم که تفاوت بزرگی است بين از يکسو، علم و از سوی ديگر مذهب ، جادو و اسطوره ؟ و آيا اين تفاوت به اين معنی نيست که جهان بينی دينی و جادوئی و عرفانی در تلاش خود برای شناخت واقعی از هستی بجايی نرسيده اند درحاليکه تلاش علم در اين عرصه به ثمر رسيده است؟ بنا به نظر فايربند اينگونه نظريات که وسيعاً رواج دارد برپايه دو مقدمه نسنجيده بنا شده اند: (۱) مسلم است که فرستادن يک سفينه به فضا تحسين برانگيز است، اما از نقطه نظر ديگر اين کار کاملاً منظور فايربند اينست که در غرب نظريات علمی جديد بعنوان راههايي برای شناخت جهان برتری خود را از طريق رقابت با نظريات قديمی بيرون از جهان غرب، بدست نياورده است: هيچ سخنی از رقابت واقعی درميان نبوده است.حواريون علم سرزمين های ديگر را تسخير کرده وحاملين فرهنگهای ديگر را سرکوب کردند. هيج سخنی درباره مقايسه عينی روشها و نتايج درميان نبوده است: تنها صحبت از استعمار بوده و سرکوب شيوه های تفکر نزد قبايل و ملتهايی که استعمار شدند.۱۲ اگر فرهنگ غربی و علم آن بر فرهنگ شرق برتری دارد فقط نتيجه هجوم سياسی و نظامی غرب است. امروز ما متوجه شده ايم که طب مردمی در قلمروهای معينی دارای روشهای درمانی برتر از طب جديد است. برای مثال، طب سوزنی در بسياری موارد بديلی کامل درمقابل روشهای درمانی مدرن است. اينگونه کشفيات به اين خاطر صورت گرفت که پژوهشگران طب قديم و جديد را بايکديگر مقايسه کردند: « درسی که از اين نمونه می توان گرفت آنست که نظريات، ايدوئولوژی ها، روشها و سنن غير غربی اگر فرصت رقابت کردن پيدا کنند بزرگترين رقيب آن خواهند شد و کمبودهای جدی آنرا در معرض ديد همگان قرار خواهند داد.13 احتمالاً پيشرفت علم را زمانی می توان نشان داد که چنين مقايسه هايی انجام گيرد. اگر ما به همان اندازه که ملياردها دلار خرج علم طب کرديم صرف طب قديم می کرديم حاصل اين همه هزينه چه ممکن بود باشد؟ (۲) اگر از زاويه ديد ليبراليسم به مسئله نگاه کنيم، منظور فايربند اين است که در يک جامعه آزاد و روادار همه نظريه های سنتی که به زندگی بشر معنا می بخشند، می بايست همانقدر از حقوق و دسترسی به مقامات کليدی دولت برخوردار باشند که نظريه های مدرن. اين موضع، موضعی است که ما در ارتباط با مذاهب و ايدئولوژی های سياسی اتخاذ می کنيم ( در اين خصوص به پلوراليسم سياسی و مذهبی نگاه کنيد). فايربند قصد دارد که دامنه پلوراليسم را حتی به نظريه هايی بسط دهد که آلترنتيوی برای علم هستند. او برای جلب توجه و تأکيد بر نقطه نظر خود به جان استوارت ميل و اين استدلال مهم او استناد می کند که : « يکی از شرايط لازم برای آشکار کردن حقيقت تحمل و پلوراليسم است.» ما احتياج به تعداد زيادی آلترنتيو داريم تا بتوانيم نقاط ضعف و قوت علم را دريافته و دورنمايی از آن بدست آوريم. حتی اگر ما تصورات روشنی درباره علم و دستاوردهای آن داشته باشيم؛ ممکن است سنتهای علمی ديگر دستاوردهای خيلی بهتر به ارمغان آورند. ما زمانی می توانيم اين موضوع را بدانيم که اجازه دهيم نظريه های قديمی درکنار نظريه های جديد تکامل يابند. فايربند همچنين معتقد است که علم بايد تحت نظارت و کنترول دموکراتيک قرار گيرد: ازطريق روند دموکراتيک می توانيم تصميم بگيريم که چه کسانی بايد قدرت سياسی را بدست گيرند. همه پرسی برای اين است که راجع به مسائل سرنوشت ساز مثلاً عضويت در اتحاديه اروپا تصميم بگيريم. بنابه نظر فايربند اين تنها علم است که خارج از کنترول دموکراتيک قرار دارد. روند تصميم گيری دموکراتيک هرگز شامل مسائلی از قبيل اينکه در کدام زمينه بايد تحقيق و سرمايه گذاری کرد نمی شود. معمولاً در ميان حتی گروه های آنارشيست و منتقدين اجتماعی نيز وضع به همين منوال است: از همه چيز انتقاد می کنند اما با علم بگونه ای برخورد می شود که گوئی جزو مقدسات دينی است و علم را مانند گاو مقدس هندوها می پرستند. منظور فايربند اينست که اتخاذ تصميمات سياسی در عرصه تحقيقات نبايد بعهده « روشنفکرانی گذاشته شود که با حمايت مالی دولت يک زندگی انگلی را می گذرانند و برای کسب قدرت و سکس است که در مراکز تحقيقاتی فعاليت می کنند»14. بنابه نظر فايربند، شرايطی که هم اکنون بر مدارس حکمفرماست با ايدئولوژی دموکراسی ناسازگار است. والدين می توانند تصميم بگيرند که آيا فرزندشان در کلاس تدريس دين شرکت کنند يا نکنند. اما آنها در انتخاب علم آزاد نيستند : آموزش فيزيک ، رياضيات و تاريخ برای همه اجباری است. فايربند معتقد است که بنام آزادی و تحمل، والدين می بايست بتوانند بجای موضوعات درسی رايج در مدارس، طالع بينی ، رقص باران ، جادوگری و مانند آن را ، انتخاب کنند. هرکس حق دارد به شيوه ای که خود می پسندد زندگی کند! بنابراين، در دراز مدت دولت بايد از علم جدا شود ، همانگونه که در بسياری از کشورها دولت از کليسا جدا شد. تنها به اين طريق است که می توان بطور مؤثر مانع از اين شد که متخصصين با پول ماليات دهندگان بنياد دين و ايمان آنها را که برايشان با ارزش است ، سست کنند. ما بر اين نکته تأکيد گذاشتيم که تحمل و پلوراليسم نظری از ديد فايربند مهم است. اما منظور او اين است که جامعه علمی نياز به يک ضد روش دارد : مهم اين است که پژوهشگر ، موضع مستحکم و جزمی خود را نسبت به آنچه که فکر می کند درست است حفظ کند، حتی اگر نظريه ای با شواهد نقضی برخورد کند. دليل اين امر بشرح زير است: حتی اگر فرضيه اصلی ( نظريه) با تجربه مطابقت نکند ، ممکن است درست باشد و فرضيه های کمکی نادرست باشند. اگر پژوهشگران پوپريست باشند و روش ابطال پذيری ساده شده او را بکاربندد، قبل از اينکه به نظريه ای امکان دهند که کاملاً رشد کند، خودشان را از شر آن راحت فرض کنيم که در آغاز قرن ۱۶ زندگی می کنيم. قرنی که درآن درباره اين مسئله که آيا بايد نظريه زمين مرکزی را پذيرفت ويا نظريه خورشيد مرکزی، نبرد سختی درجريان بود. و باز فرض بگيريم که ما از زمره تجربه گرايانی هستيم که ساده دلانه فکر می کنند که داده ها و مشاهدات سرنوشت اين نبرد را تعيين خواهند کرد. در چنين وضعيتی آزمايشی انجام می دهيم که ببينيم کداميک از اين دو نظريه درست است: اگر شخصی سنگی را به فاصله يک متر از قلة برجی رها کند، آن سنگ مستقيم به فاصله يک متر در پای برج خواهد افتاد. آنگاه مشاهده گری در روی زمين می تواند ببيند که سنگ مستقيم به فاصله يک متر در پای برج می افتد. اما اين مشاهدات با فرض کوپرنيکوس و گاليله در تضاد است. بنابه فرض آنها برج و زمين درمدت سقوط سنگ درحال چرخش هستند. بنابراين سنگ نبايد درست پائين آن نقطه ای که از آن رها شده بلکه کمی عقب تر از آن نقطه به زمين بيفتد ( اگر چرخش دورانی زمين را به جلو درنظر بگيريم). حال اگر درچنين وضعيتی پژوهشگر ما يک پوزيتويست و يا پوپريست متعصب می بود به احتمال زياد فرضيه کوپرنيکوس را که می گويد زمين بدور خورشيد و بدور خودش می چرخد، بدور می انداخت. درنتيجه هيچگونه پيشرفتی هم در علم رخ نمی داد. اما اين تمام ماجرا نيست. از آنجا که سنگ درواقع به فاصله يک متری از پايه برج به زمين می افتد ، گاليله گفت که مشاهده بوسيله تجربه حسی يا حسيات گمراه شده است..درحقيقت سقوط سنگ مسير به نظر فايربند، گاليله ضمن تلاش خود برای رد اعتراضات کليسا و طرفداران نظريه های نجومی قبلی از يک استدلال ضد استقرايي استفاده کرد : بجای اينکه نظريه ناسازگار با مشاهده را بدور بيندازد، مشاهده را که با نظريه تناقض داشت، بدور ريخت. همچنين می توان گفت که گاليله يک تعبير « طبيعی» از امر واقع را رد می کند : برخی از تعابير ما از آنچه که مشاهده می کنيم بقدری بديهی و طبيعی به نظر می رسند که ما آنها را تعبيرو تفسير تلقی نمی کنيم. قبل از کپرنيکوس می ديدند که خورشيد در مشرق طلوع و در مغرب غروب می کند. کمتر کسی متوجه شده بود که اين تعبيری از امرواقع است. منظورکپرنيکوس اين بود که ما نه حرکت خورشيد بلکه حرکت زمين را مشاهده می کنيم. در مورد سقوط سنگ از بالای برج نيز منظور گاليله اين بود که مشاهده کننده دچار چنين تعبيری شده است: اينکه می بينيم سنگ مستقيم در پای برج به زمين می افتد ناشی از فريب و خدعه حواس است. بنابه نظر گاليله علت خطای حس اين است که مشاهده کننده همراه با سرعت زمين و برج حرکت می کند. همينجا بايد اضافه کنيم که تعبير گاليله از سقوط سنگ اشتباه بود. اما اين تعبير بعنوان دليل خوبی بنفع کپرنيکوس و نظريه خورشيد مرکزی عمل کرد . حال چه درسی می توان از اين نمونه تاريخی گرفت؟ تز اصلی نظريه خورشيد مرکزی که کپرنيکوس و گاليله از آن دفاع می کردند مبتنی بر عقل سليم بود. زمين به دور خورشيد و بدور خودش می چرخد. اما تعدادی از فرضيه های کمکی آنها غلط بود. مثلاً اين فرضيه که سنگ مستقياً به زمين نمی افتد. نخستين بار نيوتن بود که بعد از ۱۵۰ سال، فرضيه های کمکی درستی برای ما صورتبندی کرد. براين اساس است که منظور فايربند را وقتی که می گفت پژوهشگر بايد پای حرف و نظريه خود محکم بايستد، می توان براحتی فهميد. حتی اگر حرفش باعث دردسر شود.۱۵ نظريه هرج و مرج طلبانه فايربند درباره معرفت نقش مرکزی در دوره پسا پوزيتويسم ايفا می کند. درحاليکه پوزيتويستهای منطقی سعی می کردند که نظريه های شبه علم را از علم حذف کنند ، فايربند می خواست نظريه های شبه علم و علم کاذب مانند جادوگری، طالع بينی و نظاير آن را از نو زنده کند. انتقاد او از قواعد و استانداردها در تحقيقات علمی با نمونه های تاريخی که ذکر می کرد بخوبی مطابقت داشت. اما او از اين نقطه نظر نيز بشدت مورد انتقاد قرار گرفت.عده ای از مورخين علم اظهار کرده اند که فايربند به همان شيوه ای تاريخ علم را می خواند که شيطان انجيل را . بسياری براين عقيده اند که فايربند در فلسفه علم جديد مثل يک بچه خردسال سر و صدای عجيبی راه انداخته است. با اين وجود اظهارات تحريک آميز او ما را گاه به گاه به تفکر و تأمل وامی دارد. ۹ـ عقيده پيروان Dada( ۱۹۲۰ـ۱۹۱۷) در فرانسه و سويس که منکر تشکيلات اجتماعی و آداب زيبائی هستند ولی عقايدشان درست روشن نيست. 10 – jfr P Feyeraband : Against method. Verso, London 1975, s 23. ( På svenska : Ned med metodologin !. Zenit/ Raben &sjögren, Stockholm 1977.) 11 – P Feyeraband : Science in a free society. Verso, ۱۲ ـ همانجا ص ۱۰۲ 13 – jfr Science in a free society; s 135; Against method , s 304. 14 – P Feyeraband : Consolations for the specialist. Imre Lakatos & Alan Musgrave ( red ) : Criticism and the growth of knowledge . ۱۵ ـ همانجا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:23 توسط رضا دلاوری |
|
كتاب1- The state and revolution in iran. St. Martin’s press, New York, 1984 - ۲-انقلاب و بسيج سياسي, انتشارات دانشگاه تهران, چاپ اول 1372 3- دولت عقل: ده گفتار در فلسفه و جامعه شناسي سيا, نشر علوم نوين, 1374 4- جامعه شناسي سياسي: نقش نيروهاي اجتماعي در زندگي سياسي, نشر ني,چاپ اول 1374 5- تاريخ انديشه هاي سياسي در قرن بيستم: جلد اول: انديشه هاي ماركسيستي, نشر ني, چاپ اول 1376 6- جامعه شناسي تجدد, انتشارات نقد و نظر, 1378 7- دولت و جامعه مدني: گفتمان هاي جامعه شناسي سياسي, انتشارات نقد و نظر, 1378 8- تاريخ انديشه هاي سياسي در قرن بيستم, جلد دوم: ليبراليسم و محافظه كاري, نشر ني, چاپ اول 1378 9- جامعه مدني و توسعه سياسي در ايران: گفتارهايي در جامعه شناسي سياسي, نشر علوم نوين, 1378 10- سيري در نظريه هاي جديد در علوم سياسي, نشر علوم نوين, 1378 11- نظريه هاي فرهنگ در قرن بيستم, نشر آينده پويان, 1379 12- موانع توسعه سياسي در ايران, نشر گام نو, 1380 13- درسهاي دموكراسي براي همه, نشر نگاه معاصر, 1380 14- آموزش دانش سياسي, نشر نگاه معاصر, 1380 15- ديباچه اي بر جامعه شناسي سياسي ايران: دوره جمهوري اسلامي , نگاه معاصر, 1381 ترجمه16- شرح و نقدي بر فلسفه اجتماعي و سياسي هگل, نوشته جان پلامناتز, نشر ني, چاپ اول 1367 17- ريشه هاي اجتماعي ديكتاتوري و دموكراسي, نوشته برينگتون مور, مركز نشر دانشگاهي, 1369 18- ريشه هاي اجتماعي ديكتاتوري و دموكراسي, نوشته برينگتون مور, مركز نشر دانشگاهي, 1369 19- نظريه هاي دولت, نوشته اندرو وينسنت, نشر ني, چاپ اول 1371 20- يورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومي, نوشته رابرت هولاب, نشر ني, چاپ اول 1375 21- هابز, نوشته ريچارد تاك, طرح نو, 1376 22- ميشل فوكو: فراسوي ساختگرايي و هرمنيوتيك, نوشته دريفوس و رابينو, نشر ني, چاپ اول 1376 23- لوياتان, نوشته توماس هابز, نشر ني, 1380 24- جريان هاي بزرگ در انديشه غرب, نوشته وان بومر, انتشارات باز, 1380 گرايش تخصصی: كارشناسی ارشد: جامعه شناسي سياسي دكترا: جامعه شناسي ايران- انديشه سياسي در ايران |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:2 توسط رضا دلاوری |
|
نگاهى به هرمنوتيكراضیه خاوریاصطلاح هرمنوتيك، (Hermeneutics) را هنر تفسير ناميدهاند.اين واژه ماخوذ از فعل يونانى، ( Hermeneuien) به معناى"تفسير كردن" است. Hermeneia به معناى تفسير است وغالبا در مورد تفسير متون مقدس به كار مىرود. افلاطونشاعران را(hermenes مفسران) خدايان ناميده است.ارسطو اين لفظ را براى عنوان رساله خويش در بابمنطق قضايا در كتاب ارغنون به كار برد و آن را بارىارمنياس، ( Peri Hermeneias) به معناى "در باب ت |