![]() |
![]() |
|
| آموزش ترجمه متون سياسي |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:19 توسط رضا دلاوری |
|
|
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی، در گفتگو با هفته نامه شهروند امروز، به بیان دیدگاههای خود درباره آسیبهای انقلاب اسلامی در طی 30 سال گذشته پرداخته است. این گفتگو از آن جهت که وی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی است، حائز اهمیت به شمار میآید.حجت الاسلام خمینی در این مصاحبه، در یک موضعگیری کم سابقه، نسبت به حضور نظامیان در عرصه سیاست اعلام خطر کردهاست. همزمانی این اظهارات با سخنرانی هفته گذشته فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن بر ضرورت حمایت و مراقبت بسیج از جریان اصولگرایی و تلاش برای تقویت آن، تأکید شدهبود، نیز بر اهمیت این گفتگو میافزاید در آستانه سی سالگی حکومت دینی به سر میبریم. از نظر حضرت عالی چه راه هایی درست پیموده شده و کدامین روش ها و منش ها نادرست بوده است؟ آسیب شناسی کارنامه حکومت 30 ساله جمهوری اسلامی چگونه است؟ اولین و مهمترین آسیبی را که میتوان بر سیر حکومت 30 ساله اسلامی متصور شد، چیست؟ پس از انقلاب اسلامی، به صورت مثال این مساله در وجود «مرحوم آیتالله طالقانی» بسیار روشن است. اگر «منیتها» در ایشان قوی بود، به ظن قوی میتوانستند مشکلاتی را برای امام ایجاد کنند؛ البته سدی بر سر راه انقلاب نمیتوانستند ایجاد کنند ولی میتوانستند برای مسیر انقلاب مشکل ساز شوند. مرحوم طالقانی با توجه به باور دینی نیرومندی، نفسانیت خود را نمیبیند، اگرچه گلایههایی داشت، اما پس از دیدار با امام، سخنرانی معروفی در دفاع از انقلاب و امام انجام میدهند. هر آفتی به این نقطه برخورد کند، موتور محرکه انقلاب یا حکومت اسلامی را کند میکند. البته این مساله فقط مختص انقلاب ما نیست، بلکه انقلابهای دیگر و حتی صدر اسلام هم اینگونه بوده است. نیروهای اولیه انقلاب به دنبال «من» نبودهاند آنها به فدا کردن خویش در راه آرمان مقدس میاندیشیدند، اما به مرور یا حطام دنیا یا قدرت، میآید و راهزن میشود. آرام آرام «من»، زندگی من، رفیق من یا جناح من برای نیروهای انقلابی در جایگاه ارزشها و در جایگاه خدا مینشیند. اکنون آیا این اتفاق در بستر جامعه و حکومت محقق شده است؟ این نگاه شما در مقابل فردگرایی و مخالفت با منافع تکتک افراد جامعه، وجه تمایز آن با نگاه سوسیالیستی چیست؟ در حالی که همواره در فقه بر منافع فرد تاکید شده است و اصولاً مخاطب رسالههای عملیه فردیت مومنان است و از سوی دیگر مقام «فناء فیالله» هم در عرفان اسلامی مورد تاکیدش قرار گرفته است. نسبت به سخن شما با این نگاهها چیست؟ حال چگونه میتوان این نفسانیت را ارزیابی کرد؟ پس غلبه فرد بر جامعه یا جامعه بر فرد نبوده؛ خداوند ملاک است؟ پس «نفسانیت» از چه زمانی در جامعه و حکومت ظهور و بروز کرد؟ یعنی این اتفاق، پس از پایان جنگ شکل گرفته است؟ کدام نمونه بارز ظهور نفسانیت و مخالفت امام با آن را میتوان به یاد آورد و به آن اشاره کرد؟ شاید تاکیدات امام (ره) درباره عدم حضور نظامیان در سیاست برای سالهای جنگ بود که انرژی آنان فقط در جنگ متمرکز شود، اما حالا که جنگ پایان یافته، دیگر فضا تغییر کرده و این سخنان برای آینده نباشد. سوال اینجاست که اگر امام حیات داشتند، با این پدیده چگونه رفتار میکردند؟ شما با گروهی از نظامیان روبهرو هستید که برای جنگ تلاش کردند و از کشور محافظت کردند. آیا اکنون با پایان جنگ فعالیتهای آنها فقط در پادگانها مختص میشود؟ در بحث اخلاقی اجتماعی؛ آیا مردم و جامعه فقط مقصر ظهور «انسانیت» است؟ پس بعد سیاسی نفسانیت را در حضور نظامیان در سیاست و قدرتطلبی آنان و بعد اقتصادی آن را در ارزش شدن ثروتاندوزی میبینید؟ دیگر آسیبی که میتوان در نوع سیاستورزی در انقلاب اسلامی یافت چیست؟ اما این اختلاف در دفتر سیاسی حزب مطرح میشود و وقتی میخواهند در مجمع عمومی حزب اعلام کنند، آقای گورباچف که رهبری مخالفان را بر عهده داشت، پیشنهاد دبیر کلی را مطرح میکند. این در ظاهر داستان امر شیرینی است، اما حدوث چینی مسالهای کار را به جایی میرساند که اضمحلال شوروی را در پی دارد، یعنی همه چیز فدای حفظ حزب میشود و همه میگویند حفظ حزب میشود و همه میگویند حفظ حزب میشود و همه میگویند حفظ سیستم نابود میشود. چرا که مدیران سیستم، ضعفهای خود را با بهانه حفظ سیستم و شاکله حکومت میپوشانند در چنین وضعی واقعیت امر، حفظ حکومت نیست، بلکه حقیقت این است که کسی علیه من سخن نگوید. بع عبارت دیگر، شعار قشنگ و دل فریب حفظ وحدت، وسیلهای میشود برای اینکه کسی انتقاد از من نکند یا کسی نخواهد من را متهم به اشتباه کند. «پیدایش مجمع روحانیون و پذیرش اینکه ما دو جریان داریم که این دو جریان در برابر جامعه از یکدیگر انتقاد میکنند و در مقابل یکدیگر مواضع مستقل و متفاوتی ارائه میکنند؛ و این هیچ ایرادی ندارد»، یک راهکار بسیار هوشمندانه از ناحیه امام بود. اما یک مطلب را فراموش نکنند و آن اینکه امام (ره) میفرمایند هدف نهایی که حکومت اسلامی است، فراموش نشود. نمونه خارجی این مساله، آمریکاییها هستند که بدترین تهاجمها را احزاب دموکرات و جمهوریخواه نسبت به یکدیگر دارند، اما در مسائل کلان هر دو، پای وحدت منافع ملی خودشان در کنار یکدیگر میایستند. ما هم در برابر ارزشهایی همچون حکومت اسلامی، منافع کلان ملی و تمامیت ارضی در مقابل دشمن میایستم ولی در محدودهای بیرون از این، باید از هم انتقاد کنیم و ضعفهای هم را بگوییم. بنده از چنین ساز و کار و رفتار سیاسی به عنوان وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت تعبیر میکنم. یادمان باشد که تاسیس و مشروعیت دادن به مجمع روحانیون ای سوی امام (ره) در حالی صورت گرفت که برخی از سران کشور به امام گفته بودند، این مساله خطرناک است و ممکن در جبههها مشکل ایجاد کند و مردم دلسرد شوند، اما امام با توجه به اینکه «پشت سر مصلحت سنگر گفتن» فساد آور است، بر وجود دو جناح و دو دیدگاه در کشور، تاکید کردند. البته باید این دو جناح یا چند جناح در چارچوب کلی اصل انقلاب و مبانی نظام وفادار بمانند. شما نمونهای را در تایید وجود کثرت در عین وحدت مطرح کردید؛ آیا دیگر نمونهها به ویژه از سوی برخی سنتیها و عالمان دینی که به گونهای دیگر از آن استقبال شد و انتقادات آنان ادامه نیافت، نمیتواند این باور شما را نقض کند؟ همچنین برخی شکلگیری مجمع روحانیون مبارز را به دلیل قرابت فکری آنان با امام و کارگزاری اندیشه ایشان میدانند، آیا پیدایش این مجموعه را با توجه با این دو مساله، میتوان دلیلی بر تکثر دانست؟ عرض بنده این است که این مساله از حیث مفهومی پذیرفته شده بود البته در مرحله استقرار نظام. هیچ فردی نمیتواند بپذیرد، در زمانی که نظامی هنوز شکل نگرفته، هر فردی بتواند هر حرفی را که مخل و از بین رونده اصل نظام است، مطرح کند. وقتی میگویم تکثر، مراد کثرت مطلق نیست، بلکه کثرتی است که مقید به وحدت است. آنچه که به عنوان یکی از فروض وحدت کلمه شناخته میشود، کثرت در عین وحدت است. شما زمانی میتوانید انتقاد کنید که مثالی را بیاورید که کثرت عین وحدت نباشد. اگر موردی بود، تازه آن نقض مصداقی است که ربطی به مفهوم مورد نظر بنده ندارد. امام (ره) به مفهوم کثرت عین وحدت مشروعیت بخشیده بودند، ولو اینکه بعضاً در آن زمان، توسط گروهی از حاکمان مورد عنایت قرار نگرفته باشد. اثر مستقیم این مشاوره و تصمیم جمعی و کثرت سیاسی در تصمیمگیری حکومت چیست؟ گاهی متاسفانه در رفتار متدینین ما «ساده اندیشی» جلوهگر است. لذا بنده معتقدم که اگر دو چیز در یک جا جمع شوند، دنیا را تکان میدهد؛ یکی عقل و دیگری دین. اگر دینداری عاقل بوى، منشا تحول بزرگی خواهد بود. تاریخ ایران پر از انسانهایی با ایمان بالا و اقبالهای مردمی است که تشخیصهای نادرستی داشتهاند. این مساله نشان از مشکل عدم شور و مشورت در سیستمهای حکومتی ماست که امور به تصمیمات فردی میانجامد. بدین سان؛ میتوان به تشخیص درست قوامالسلطنه در سال 1325 که با برگههای آمریکاییها بازی کرد و توانست آذربایجان را بازگرداند و یا تشخیص نادرست مصدق، در فاصله 25 تا 28 مرداد 32 و «فاطمی»، در نوشتن آن مقاله تند علیه شاه و راهپیمایی حزب توده با پرچمهای سرخ و همچنین تشخیص درست امام (ره) در اعلام حضور مردم در 21 بهمن 57 در خیابانها اشاره کرد، اینها میتوان نمونههایی از تشخیصهای درست یا نادرست موقعیت در تاریخ ایران باشد. یعنی به راحتی میتوان به درستی یا نادرستی تشخیص شخصیتهای تاریخی اشاره کرد؟ برای رسیدن به تشخیص درست در موقعیتهای مختلف، چه مسالهای باید مد نظر قرار گیرد؟ شورای انقلاب به نوعی همین وظیفه را عهدهدار بود و بحران را مدیریت میرکردند؛ اگر جه این شورای پیش از انقلاب در عدم حضور امام در ایران شکل گرفت، اما پس از ورود امام نیز ایشان به ادامه فعالیتهای این شورا مصر بودند البته تا شکل گیری دولت موقت این شورا به فعالیت خود ادامه داد. پس از این مقطع نیز در قالب شورای 5 نفره سران، مشورتها ادامه یافت. شما تشکیل و نقش شورای مشورتی را مقدم بر نبوغ فردی میدانید؟ این شورا، ساختار اولیه مجمع تشخیص نبوده است؟ فقط در مقام مشورت بود؟ برای تشخیص درست موقعیت، فقط این راه را میتوان مد نظر قرار داد؟ در کنار بحث «تشخیص موقعیت» و شکلگیری «حلقه مشاوران» میتوان به چه مسالهای اشاره کرد؟ مراد شما از حضور مردم چیست؟ آیا حضور فقط در انتخابات مدنظر شماست؟ چه چیزی «حضور مردم» را تضعیف میکند؟ در سالهای اخیر به موضوع خرافات و ادعاهای خاص بسیار پرداخته شده است. این موضوع را به عنوان یکی از آفات انقلاب چگونه ارزیابی میکنید؟ امام هیچگاه در رفتارهای شخصی خودشان استخاره نمیکردند یا به خواب ترتیب اثر نمیدادند. نمیگویم این مسائل درست نیست که بسیاری از آنها غلط است ولی زمینههایی است که اگر به آن توجه کنید، معلوم نیست، از آن چه محصولی به وجود آید. بستری فراهم میشود که انتهای آن در اختیار ما نیست، بلکه جریان دیگری شکل میگیرد. لذا خرافه، یکی از آفات حومت دینی است. البته باید مرادمان از خرافه مشخص شود و تعریفی از آن ارائه کنیم لذا میتوان گفت هر اندیشهای که دلیل عقلی یا نقلی محکم برایش وجود نداشته باشد، آن خرافه است. اینکه ترتیب اثر به فلان خواب بدهیم، دلیلی برایش وجود ندارد و حجت شرعی برایش نیست. البته باید مراقب باشیم از آن سوی هم نیفتیم؛ توسل و دعا از امور مسلم است. پس یکی از آفات انقلاب خرافه و تحجر است. البته روی دیگر این سکه «آفت دینگریزی» است، به معنای اینکه اساساً عقلانیت محض دین ستیز یا غیر دینی را بر رفتارمان حاکم کنیم و تمسک به منابع دینی نداشته باشیم. این هم نکته مهمی است که کمتر از آفت خرافه نیست. خلاصه کلام آنکه ما در رفتارهای اجتماعی و حتی در رفتارهای شخصی خویش باید تابع عقل فردی و جمعی و نقل مسلم باشیم. نقل مسلم یعنی حکمی که دلیل مسلم بودن آن در متون دینی وجوددارد. حتی باید توجه کرد که ممکن است بگوییم احکام مستحبی که از دلیل «من بلغ» استفاده میشود، قابلیت طرح اجتماعی ندارد. چرا که برای اینکه مسالهای تبدیل به «هنجار» شود باید حتماً دلیل محکم داشته باشد. البته این خود جای بحث مفصلی دارد که باید بحثی فقهی درباره آن کرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:12 توسط رضا دلاوری |
|
نشر: کویر (16 آبان، 1384 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:5 توسط رضا دلاوری |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:9 توسط رضا دلاوری |
|
نشر: زهد (29 فروردین، 1386 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:7 توسط رضا دلاوری |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:6 توسط رضا دلاوری |
|
|
نشر: کومش (1383)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:3 توسط رضا دلاوری |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:2 توسط رضا دلاوری |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:0 توسط رضا دلاوری |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 8:56 توسط رضا دلاوری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
جاي مردان سياست بنشانيد درخت تا هوا تازه شود
معرفي فرهنگ هاي علوم سياسي و روابط بين الملل و كتاب هاي مفيد براي تقويت زبان تخصصي |
| پیوندهای روزانه |
|
دانشگاه امام صادق دانشگاه هاي معتبر سياست نامه اينديپندنت نيويورگ تايمز وال استريت ژورنال روابط بين الملل(انگليسي) كتابخانه تخصصي علو م سياسي دكتر زيبا كلام مركز تحقيقات استراتژيك دكتر سلطاني فر مردمان زبان آموزان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 آرشيو |
| آرشیو موضوعی |
|
عمومی سیاسی مدیریتی زبان انگلیسی حقوق اداري زبان تخصصي سياسي روابط بين الملل ارتش و سیاست پايان نامه ها اساتيد علوم سياسي اداره امور دولتي مهندسي صنايع فرهنگ علوم سياسي فرهنگ روابط بين الملل متون سياسي براي دانشجويان علوم سياسي |
| نویسندگان |
|
رضا دلاوری رضا دلاوری |
| پیوندها |
|
نشريه فارين پاليسي راهنماي متون سياسي روز نامه واشنگتن پست دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم نشريه ورد پاليسي نشريه كريستين ساينس مانيتور نشريه اكونوميست وبلاگ دلاوري |
|
RSS
|