![]() |
![]() |
|
| آموزش ترجمه متون سياسي |
|
توضیحات: بر اساس روابط شیمیایی و فیزیکی موجود بین دانشجو و نمره و بر اساس قوانین نگارش,ادب و نزاکت فارسی,سه حالت زیر را می توان در نظر گرفت: یک اصل: حق گرفتنی است,نه دادنی! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:38 توسط رضا دلاوری |
|
|
نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:53 توسط رضا دلاوری |
|
|
فرهنگ مردم اروپا و آمريكا نه تنها در عرصه هايي چون زبان، اتومبيل و ورزش متفاوت است بلكه در چگونگي استفاده از تلفن همراه نيز تفاوت دارد كه اگر چه آشكار نيست اما از اهميت كمي نيز برخوردار نيست.
به گزارش بخش خبرسايت http://www.IRITN.com ،به نقل از News.com، تحقيقات انجام شده توسط شركت ها و دولت نشان مي دهد كه نوجوانان شهر آتن در گرجستان در روز 4 ساعت از وقت خود را صرف مكالمه با خطوط ثابت تلفن مي كنند، در حاليكه جوانان شهر آتن در كشور يونان روزانه 4 پيام متني به تلفن هاي همراهشان ارسال مي شود. كميسيون اروپا در بروكسل از نقش خود در كمك به ترويج استاندارد ثابت تلفن دركشورهاي اتحاديه اروپا بسيار راضي به نظر مي رسد. كميسيون ارتباطات ملي (FCC) در واشنگتن نيز از نقش خود در حمايت از تصميم بازار خشنود و راضي است. اروپا براي استفاده از استاندارد GSM به عنوان معيار موفقيت جلب مشتري مي كند. هم اكنون از اين استاندارد در بيش از 100 كشور دنيا استفاده مي شود و در سرويس تلفن چند رسانه اي پيشرفته در بسياري از كشورها نيز از اين استاندارد استفاده مي شود. سيستم GSM در كشور آمريكا نيز وجود دارد اما استفاده از ساير استانداردها همچون سيستم هاي متناقض منعكس كننده سياست آمريكا در حمايت از تصميم بازار مي باشد. در گزارشي از FCC آمده است كاربران تلفن همراه در آمريكا نسبت به اروپايي ها بيشتر صحبت مي كنند و هزينه كمتري نيز مي پردازند اين امر شاهدي بر اين امر است كه بازار آمريكا در مقايسه با بازار اروپا و ژاپن به طور موثري رقابت است. از هر 10 نفر ساكن كشورهاي اتحاديه اروپا 8 نفر شماره تلفن همراه دارند. در حاليكه در آمريكا از هر 10 نفر 6 نفر داراي يك شماره تلفن همراه هستند. به گفته مارتا موناز از شركت مشاوره ovum در لندن، متصديان تلفن همراه در غرب اروپا در سال 2004 تنها 142 بيليون دلار از در آمدهاي خود را متوقف كردند كه اين ميزان در آمريكا 104 بيليون دلار است. موناز اعلام كرد اما آمريكا به رشد در آمد 11 درصدي رسيده است در حاليكه رشد در آمد غرب اروپا تنها 9 درصد بوده است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:42 توسط رضا دلاوری |
|
|
استفاده مداوم مشترکان از تلفن همراه این روزها به یک چالش مهم اجتماعی تبدیل شده که اکثر اوقات مشکلات و ناراحتی هایی را بر ای اطرافیان و حتی خود فرد استفاده کننده به دنبال دارد. استفاده از این وسیله ارتباطی همانند هر تکنولوژی تازه وارد نیازمند فرهنگ سازی بوده و این مهم باید از طریق نهادهای فرهنگ ساز به خصوص رسانه های جمعی مورد توجه بیشتری قرار گیرد. مجله الکترونیکی روزانه در یکی از مطالب خود موارد استفاده صحیح از تلفن همراه را برای مشترکان برشمرده است که به نظر می رسد تعمق در آن تا حدی بتواند مشکل فعلی ضعف فرهنگ استفاده از این وسیله ارتباطی را برطرف سازد. این موارد به شرح ذیل است: 1- تلفن همراه خود را در اماكن عمومي نظير كتابخانه، ، مساجد، محل كار، بيمارستان، جلسات، رستوران، كافي شاپ، ميهماني ها، داخل آسانسور، تاكسي، وسايل نقليه عمومي، كلاس درس و موزه ها خاموش كنید يا حداقل آن را روي منشي تلفني يا حالت ويبره (سيستم لرزاننده) قرار دهید. 2-هر فردي داراي يك حريم و يا فضاي خصوصی است که اين فضا به ويژه در مكانهاي شلوغ و پر ازدحام احساس امنيت و آرامش را براي فرد فراهم مي آورد،كاربر هوشمند تلفن همراه به حريم شخصي افراد احترام گذاشته و هنگام مكالمه با تلفن همراه حداقل 6الی 3 متر از نزديك ترين فرد فاصله مي گيرد و چنانچه اين فضا در اختيار نباشد منتظر مي ماند تا اطرافش خلوت تر شود. 3- اتاق هاي شلوغ، داخل صف ها و راهروهاي باريك مكانهاي مناسبي براي مكالمه با تلفن همراه نیست. 4- برخي اوقات محتواي مكالمه بايستي محرمانه، خصوصي و پوشيده باقي بمانند،بنابراين در مكانهاي عمومي از عنوان كردن برخي مسايل خاص، مشاجرات و اطلاعات شخصي خودداري كنيد. 5- چنانچه دراماكن عمومي يا حين گفتگوهاي دو نفره ناچار به پاسخگويي به تلفن همراه می شوید، قبل و پس از انجام مكالمه از طرف مقابل خود عذرخواهي كنيد. 6- چنانچه سر و صداي محيط پيرامون شما زياد است، عوض فرياد كشيدن، به يك مكان ساكت و خلوت تر برويد. همچنين چنانچه اشكال از برقراي ارتباط است با فرياد كشيدن و با صداي بلند صحبت كردن مشكلي را حل نمي كنید و تنها باعث آزار اطرافيان و سلب آسايش ديگران مي شوید؛بنابراين آهسته صحبت كنيد. 7- در برخي اماكن همچون بيمارستانها و داخل هواپيما كه امكان تداخل امواج تلفن همراه وجود دارد، از روشن كردن تلفن همراه خود خودداري كنيد. 8- در برخي از اماكن دولتي، موزه ها، سينما ها، تاتر و يا نمايشگاه ها كه عكس برداري و فيلم برداري ممنوع است، با تلفن همراه خود عكس يا فيلم نگيريد. 9-يك آهنـگ ملايـم و غـيـر آزار دهنده براي زنگ تلفن خود انتخاب كرده و صدای زنگ تلفن را نيز در سطح پايين تنظيم كنید. 10- با صداي آهسته و لحن آرام با تلفن همراه صحبت كنيد؛گوشي ها به گونه اي طراحي شده اند كه صداي ضعيف نيز از طريق آنها قابل انتقال است. 11-برخي مكالمات خاص كه لحن تند، خشن و احساسي را طلب مي كنند به زمان مناسب تري موكول كنيد؛از پشت تلفن همراه با همسر خود مشاجره نكنيد، كسي را توبيخ و يا سرزنش نكنيد و يا با رييس خود بگو مگو نكنيد. 12- تا حد ممكن از جلب توجه هنگام صحبت كردن با تلفن همراه خودداري كنيد؛تلفن همراه صرفا به منظور ارتباط موثرتر ساخته شده است. 13- شماره تلفن همراه خود را صرفا در اختيار افراد آشنا و قابل اعتماد قرار دهيد؛ شماره تلفن ديگران را نيز تنها با كسب اجازه در اختيار فرد ديگري قرار دهيد. 14- هرگز تلفن همراه شخص ديگري را پاسخ نگوييد. همچنين هيچگاه پيام كوتاه دريافتي تلفن همراه شخص ديگري را پاسخ نداده و يا آن را نخوانيد چرا که تلفن همراه يك وسيله كاملا شخصي است. 15- هرگز عكس فردي را بدون كسب اجازه از وي نگيريد و در گوشي تلفن همراه خود ذخيره نكنيد. 16- تلفن همراه را در دست خود نگه نداريد؛چنانچه از تلفن همراه استفاده نمي كنيد آن را درون جيب و يا كيف خود قرار داده و در معرض ديد ديگران قرار ندهيد؛خطر سرقت تلفن همراه همواره در كمين شماست. 17- با نزاكت باشيد و پيامهاي كوتاه (sms) دريافتي را تاييد كنيد. يك "بله" و يا "ok" كفايت مي كند. 18- از مختصر نويسي بيش از حد هنگام ارسال پيام كوتاه خودداري كنيد؛ با اينكه مخفف ها و حروف اختصاري براي بسياري روشن و قابل پذيرش هستند، اما در نهايت براي آناني كه با آنها آشنايي كافي ندارند، باعث سر در گمي و سوء ارتباط می شود بنابراين پيام ها را با املا و فواصل صحيح ارسال كنيد. 19- از ارسال پيام هاي كوتاه ديگران براي ديگر افراد خودداري کنید. اين عمل تنها اتلاف وقت، هزينه بر و به دور از نزاكت است. 20- به پيام هاي كوتاه خود جنبه شخصي دهيد؛از ارسال پيام هاي غيرشخصي گروهي خودداري کنید چرا که تلفن همراه براي استفاده شخصي است و نه براي ارسال پيام هرز به دوستان. 21- تلفن همراه يك ابزار ارتباطي در مواقع اضطراري و فوريتي بوده و يك وسيله تفريح و يا گفتگوهاي دوستانه و طولاني مدت نیست. 22- زمان مكالمه با تلفن همراه بايستي كوتاه و مختصر باشد. 23- هنگام صحبت با تلفن همراه همزمان با اطرافيان خود صحبت نكنيد؛ چرا كه موجب آزار و سردرگمي آنان مي شود. 24- هيچگاه از تلفن همراه خود براي فخر فروشي و تحت تاثير قرار دادن ديگران استفاده نكنيد. این گزارش می افزاید در حـين رانندگي ابـتـدا در مـحـل مـناسبي پارك کرده سپـس از تـلفن همراه خود استفاده كنید؛چنانچه قادر به چـنـيـن كـاري نیستید حداقل از هندز فري استفاده کنید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:40 توسط رضا دلاوری |
|
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 8:31 توسط رضا دلاوری |
|
|||||||
استان قم با وسعتى در حدود11238 كيلومتر مربع در بخش مركزى ايران واقع شده است. اين استان از طرف شمال به استان تهران، از شرق به استان سمنان، و از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب غربى تا شمال غربى به استان مركزى محدود مى گردد.
اين استان كمتر از يك درصد كل مساحت كشور، بيست و هشتمين و در واقع كوچكترين استان كشور محسوب مى شود. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان در مناطق كوهستانى،(كوه وليجا) با 3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمك قم حدود 700 متر است.
جمعيت فعال استان قريب به يك ميليون نفر تخمين زده مى شود. استان قم از نظر تقسيمات كشورى در سال 1379 داراى يك شهرستان، 4 بخش، 5 شهر و 9 دهستان و 936 آبادى بوده كه از اين تعداد 356 آبادى داراى سكنه و 580 آبادى بدون سكنه بوده است.
تاريخ قمطبق بعضى از شواهد و مدارك تاريخى، شهر قم پيش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ايران بوده است و بناى آن را به تهمورث يكى از پادشاهان پيشدادى نسبت داده اند، در مقابل، بسيارى از مورخان آن را يك شهرتازه ساز و از آثار قرن اول هجرى مى دانند.
قديمى ترين منبعى كه قم را از شهرهاى مستحدثه اسلامى معرفى كرده سفرنامه منسوب به ابى دلف است.
اين منطقه را در« دوران باستان » براوستان مى گفتند و حوزه روستايى آن كميدان و مركز روستا را به نام (كم) مى خواندند. در قرن اول اسلامى نيز اين شهر به نام (كم) معروف بوده و از توابع اصفهان به شمار مى آمد. شهر قم در سال 23 هجرى قمرى به دست لشگر اسلام فتح شد و اسلام در آن جا به گونه اى نفوذ پيدا كرد كه به سرعت مردم به مذهب تشيع علوى متمايل گرديدند.
از سال 94 هجرى اشعرى ها به قم آمدند و در آبادانى آن تلاش فراوان كردند و از سال 142 هجرى از دادن خراج به خلفاى دوران امتناع كردند و از آن تاريخ، قم به صورت يك سرزمين نيمه خودمختار در حكومت اسلام در آمد، در سال 189 هجرى قم از اصفهان جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى درآمد و جايگاه پرورش دانشمندان و فقيهان شيعى شد.
بعد از دفن حضرت معصومه (سلام الله عليها) قم رونقى بسزا يافت و پناهگاه مطمئنى براى دوستان اهل بيت (ع) و شيعيان گرديد. از آن زمان به بعد مردم به تدريج منازل خود را به مدفن حضرت معصومه (سلام الله عليها) نزديك كردند تا از زيارت قبر ايشان بهده مند گردند. همچنين علماء و دانشمندان زيارى در جوار كريمه اهل بيت (س) پرورش يافتند و به نشر و گسترش اسلام پرداختند.
در طول قرون و اعصار، شهر مقدس و مذهبى قم، صدمات جبران ناپذيرى از طرف ستمگران بر جان خريده و در حملات متعددى اين شهدر ويران گشت و مردم آن قتل عام گرديدند. اين ظلم و ستم در قرن اخير هم به دست رضاخان و فرزندش ادامه پيدا كرد، تا اين كه با شروع نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) روح ديگرى در كالبد شهر قم دميدن گرفت و اين شهر بهيكى از مراكز مهم پايه گذارى انقلاب اسالمى مبدل گشت. قيام مردم قم در 19 دى سال 1357 سند افتخارى براى اين شهر در تاريخ مى باشد. پس از پيروزى انقلاب نيز با شروع جنگ تحميلى، اين شهر با تقديم حدود 5200 شهيد و 7600 جانباز نقش خود را در دفاع مقدس ايفا نمود و هم اكنون در اين برهه از زمان با رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى (دام ظله) همچنان محكم و استوار در مقابل تهاجم فرهنگى دشمنان داخلى و خارجى ساكت نخواهد نشست و با اميد به لطف الهى تلاش خواهد كرد تا زمينه ساز ظهور يگانه منجى عالم بشريت حضرت ولى عصر (عج) گردد. ان شاء الله.
پيشينه تاريخى قمبعضى قائل به قدمت شهر قم بوده و آن را از بلاد باستانى دانسته و به شواهد و قرائنى هم استدلال نموده اند، از قبيل ذكر «زعفران قمى» در كتابى كه مربوط به عصر ساسانيان است و نيز آمدن نام قم در شاهنامه فردوسى .ضمن بيان حوادث سال 32 هـ هم آن سرزمين به همين نام بوده است. در اسناد تاريخى و گزارش فتوحات ايران به خليفه مسلمين از سرزمين قم به عنوان (شق ثيمرة) نام برده اند.
بنابراين , شهر قم هم مانند شهر نجف و كربلا و مشهد مقدس از شهرهاى نوظهور اسلامى است كه موجوديت آن را بايد در جهات مذهبى-سياسى جست و جو كرد.
پيشينه فرهنگى، سياسى قمباورود اعراب اشعرى به قم در سال 83 و برچيده شدن آيين زرتشت، و ايجاد عمران و آبادى هاى بسيار , مردم قم چنان اهميت و عظمت يافتند كه گويى در كشور نيمه مستقل كوچكى در «قلب دارالاسلام» زندگى مى كردند، چنان که از آغاز ظهور خلفاى عباسى در 132 هـ ق تا اواخر دوره خلافت هارون از دادن خراج به حكومت وقت خوددارى مى كردند و هيچ يك از خلفا توان و جرأت مقابله با آنان را نداشتند.
در زمان هارون عباسى كه فرمانروايى اسلامى حداكثر توسعه را يافت(سال 184 هـ ق) هارون تصميم گرفت صحابه و دوستداران اهل بيت(ع) را تحت فشار قرار دهد و قم، اين كانون ضد ظلم و ستم را سركوب نمايد.
لذا هارون «عبدالله بن كوشيد قمى» را به حكومت اصفهان (كه قم از توابع آن بود) گماشت تا ماليات پنجاه و چند ساله قم را وصول نمايد.
او هم برادر خود «عاصم» را عامل قم قرار داد. عاصم پس از شكنجه و اذيت و آزار مردم، حتى يك درهم از ماليات معوقه را وصول نكرد، ولى همچنان بر فشار خود افزود تا اين كه عده اى از اهالى و بزرگان شهر زبان به شفاعت گشودند، اما به نتيجه نرسيدند. بعد از بى نتيجه بودن اين وساطت ها «عاصم» به دست عده اى از جان گذشته به هلاكت رسيد.
همين حادثه باعث عزل عبدالله از حكومت اصفهان شد، ولى عبدالله به دارالخلافه شتافت و با پرداخت يك ميليون در هم خواستار بازگشت به سمت قبلى خود شد، به شرط اين كه قم از تابعيت اصفهان خارج شود.
سرانجام با توضيحات قانع كننده او و بيانات «حمزة بن السيع»- از برزگان قم - و عهده دار شدن خراج شهر، هارون استقلال شهر قم را پذيرفت و بدين سان اين شهر استقلال سياسى يافت و پس از تعيين حدود آن، مسجد جامع با منبرى براى امام جمعه (كه نشانه استقلال هر ناحيه بود) در آن ساخته شد (1)
هنگام استقلال در اين سرزمين دو شهر وجود داشت; يك شهر جديد اسلامى به نام «قم» و ديگرى شهر زرتشتيان به نام «كميدان» كه عمال حكومتى و زندان شهر در آن جا بودند; چرا كه اهل قم عمال حكومت را به شهر خود راه نمى دادند.
تاريخ مبارزه بى امان مردم قم با ستمگرانمردم قم با حاكمان ستمگر زمان خود هميشه سر ناسازگارى داشتند، در زمان هاى مناسب در برابر آنان دست به شورش و انقلاب مى زدند و از پرداخت ماليات و حمايت اقتصادى حكومت مركزى خوددارى مى كردند.بعد از شهادت حضرت رضا(ع) در سال 203 هـ ق و پى بردن مردم قم به جنايت مأمون و دستگاه خلافت، به عنوان اعتراض به اين فاجعه عظيم و اعلان حمايت ازحريم مقدس ولايت و امامت، مردم در برابر حاكمان عباسى دست به تمرد زدند، و از دادن خراج و ماليات سالنه شهد خوددارى كردند.
اين انقلاب همگانى حدود ده سال ادامه داشت و سرانجام با يورش سپاهيان حكومتى به فرماندهى «على بن هشام» به شهر، عده اى از سران شهر همراه «يحيى بن عمران» ـ بزرگ قميان كه اين نهضت عظيم مردمى را سازماندهى مى كردـ كشته شدند و قسمتى از شهر خراب گرديد و مالياهاى گذشته وصول شد. مردم به تدريج به عمران شهر پرداختند و تا سال 216 هـ. ق شهر اوضاع آرامى داشت.
در همين سال كه همزمان با خلافت معتصم بود، مردم به دارالحكومه ي قم حمله كردند و عامل حكومت «طلحى»، را از شهر بيرون راندند و علم مخالفت برداشتند.
معتصم به تحريك «طلحى» سپاهى را به فرماندهى «وصيف ترك» مأمور سركوبى اهالى كرد، و او همراه حاكى رانده شدهـ قم به هر حيله اى بود به داخل شهر رخنه نمود و سپاهيانش بهـ قبل و غارت اهالى پرداختند و خانه ها و باغ هاى افراد انقلابى را آتش زدند و شهر را به تلى از خاكستر مبدل نمودند.
ولى اين همه، نتيجه اى جز برافروخته شدن خشم عمومى مردم نداشت. لذا پس از مواجه شدن سپاه با اعتراض و مخالفت مردمى، فردى به نام «محمد بن عيسى بادغيسى» ـ فردى خوشخو و صديق بودـ به حكومت قم گماشته شد; حاكم جديد با درايت خاصى كه داشت رضايت مردم را جلب نمود و بذر مودتى بين آن ها پاشيد كه تا سال 245 هـ ق در اين شهر حادثه خونينى پيش نيامد.
سرانجام در زمان خلافت متوكل، كه فردى لاابالى بود و از اهانت به مقدسات دين و بزرگان اسلام هراسى نداشت، مردم عاشق و لايت و امامت قم با ديدن اين جسارت ها و اهانت ها به ساحت مقدس بزرگان دين، آن چنان بر آشفتند كه در فرصت مناسب با تقويت معارضات حكومت عباسى همچون حسين كوكبى ـ كه از اشراف سادات علوى بود ـ دولت علوى كوچكى تشكيل دادند و عمال حكومتى را خلق يد كردند و تا سه سال اين حكومت برقرار بود. سرانجام معتمد عباسى، حاكم «بلاد جبل» را مأمور براندازى حكومت علويون و سركوب نهضت قميون كرد و او با سپاهى فراوان پس از سرنگون كردن حكومت حسين كوكبى، اهالى قم را سركوب و سران آن ها را كشت و عده اى را زندانى كرد و در ظلم و ستم تا آن جا پيش رفت كه آن ها براى در امان ماندن از شر او به امام حسى عسكرى (ع) پناهنده شدند و حضرت براى رهايي از اين شر عظيم، دعايى به آنان تعليم فرمود كه در نماز شب بخوانند.
اين سركوب هاى خونين هيچ تأثيرى در خاموشى شعله هاى انقلاب و قيام عليه ظلم و ستم نداشت ; لذا مردم قم به مجرد درگيرى معتمد با يعقوب ليث (در سال 263 هـ ق) و ضعف نيروهاى تهاجمى او مجدداً در برابر او بهـ قيام برخاستند.
اين انقلاب و شورش گاه و بيگاه وجود داشت تا اين كه در زمان معتضد عباسى، «يحيى بن اسحاق» كه شيعه بود، به عنوان حاكم قم منصوب شد و او كه شخصى ملايم و پر تجربه بود، كوشش كرد تا از بغض و كينه مردم نسبت به خلفا بكاهد و از به وجود آمدن شورش هاى متوالى جلوگيرى نمايد. او در اين راه موفق شد و با آرامش نسبى شهر و با همكارى او، اقدامات اساسى در شهر صورت گرفت كه از آن جمله: خاموش كردن آخرين آتشكده اين سرزمين و بناى مأذنه و مناره عظيمى در كنار مسجد «ابوالصديم اشعرى» بود كه صداى اذان را به هر در قسمت شهر مى رساند.(1
سابقه انقلاب فرهنگى ـ سياسى قمپس از به حكومت رسيدن «يحيى بن اسحاق» و استقرار حكومت اشعريان و مواليان اهل بيت (ع)، «على بن بابويه» با رياست و مرجعيت عامه خود، مكتب پر بركت و بى نظيرى را در قم تأسيس كرد كه آمار تربيت شدگان آن مركز بزرگ علمى و محدثان عصر ايشان، تا دويست هزار تن نقل شده است. (1)
باطلوع ستاره «بابويهى» بود كه روش مبارزه مردم با دستگاه خلافت تغيير كلى يافت و آن ها به مبارزات اصولى پرداختند. از طرفى، پسران «بويه» را تقويت كرده و با قدرت ايشان خلفا را يكى پس از ديگرى بركنار مى كردندو حكومت هايى از آل على (ع) را در طبرستان به نام ناصر كبير و ناصر صغير روى كار آوردند. از طرف ديگر، گروهى از دانشمندان اسلامى براى تبليغ و ترويج مبانى و معارف دينى، از قم به خدمت امرا شتافتند و اكثر ايشان به مقام وزارت و امارت و رياست رسيدند و نام وزراى قمى، زنت بخش تاريخ سياست و حكومت شد.
وزارت «ابن العميد» در حكومت «ركن الدوله ديلمى» پس از مشورت با ابن بابويه و صلاحديد آن بزرگوار بود، كه هجرت علمى مرحوم شيخ صدوق از قم به رى (بنا به دعوت استاد ابن العميد) و آثار گرانقدر علمى ـ فرهنگى اين هجرت مقدس، همه از بركات اين اقدام سياسى زعيم بزرگ شيعه در آن دوران است.
چنانکه سفر مرحوم «ابن قولويه» به تغداد و مأسيس مكتب فقه جعفرى در مسجد «براثا» و ده ها اقدام علمى ـ فرهنگى كه در سراسر عالم اسلام صورت گرفت، همه و همه از بركات مكتب «ابن بابويه» در قم بود.
سرانجام اين مكتب پربار بود كه انقلاب عظيم فرهنگى ـ سياسى را جايگزين انقلاب هاى محلى كرد و پست هاى كليدى سياست و فرهنگ جامعه را در اختيار تربيت يافتگان مكتب اهل بيت (ع) قرار داد، تا بشري تشنه حكومت عدل و معارف شيعه را به سرچشمه گواراى اسلام حقيقى و بشيع علوى رهنمون سازند. امروز اين ستاره نورانى با درخششى بيشتر دليل راه ميليون ها مسلمان و پايگاه اميد بريدگان از مكاتب بيگانه است، و به راستى قم، ام القراى عالم اسلام و حرم اهل بيت و عش آل محمد(ص) است. پيشينه درخشان مذهبى قمجايگاه ممتاز و بى نظير قم از نظر مذهبى و روحانى غير قابل انكار است ; چرا كه اين شهر از آغاز موجوديت تا امروز، در طول سيزده قرن پايتخت شيعه اماميه خوانده شده و مهد دانش و فضيلت و سرچشمه جوشان مكتب و معرفت بوده است.
خدمات برجسته و مساعى ارزنده دانشمندان قم در راه احياى آيين تشيع و نشر معارف دينى و فرهنگ پربار اسلامى، به حدى بود كه تاج كرامت ابدى دينى بر تارك شريف آنان نهاده شد كه: «لو لا القميون لضاع الدين». (1)
آرى، قم شهرى است كه خشت اول معنويت آن را گروهى از صحابه و دوستان ائمه(ع) از اعراب اشعرى، با مصالح ايمان و ملات تولى به كار گذاشتند و شالوده اين شهر مقدس را از سال 83 ه ق (2) و در دوران امام باقر و امام صادق (ع) طرح ريزى نمودند.
اين شهر در ميان فرمانروايى اسلامى، چون كشورى مستقل و با مقرراتى خاص اداره مى شد و از مزايا و ويژگى هايى برخوردار بود و حتى در دوران اختناق حاكم بر اماميه هم مردم قم بدون تقيه با كمال آزادى عقيده در اين ديار مقدس به جمع آورى آثار و اخبار آل محمد(ع) و تدوين آنها پرداختند ودر سرود آسمانى اذان، برفراز ارتفاعات با صداى رسا بر ولايت على (ع) شهادت مى دادند. مكتب اماميه اولين بار به دست اعراب اشعرى در قم افتتاح گرديد كه فقه شيعه به طور رسمى و علنى در آن تدريس مى شد و مشعل هدايت و ارشاد در اين شهر فروزان گرديد و تربيت يافتگان اين مكتب الهى بر ساير بلاد اسلامى نورافشانى كردند.(
وضع شهر قم مقارن آمدن حضرت معصومه(س)گويا آوازه تشيع مردم قم در آن زمان تا مدينه رسيده بوده و حضرت معصومه (سلام الله عليها) از وجود آن شهد و ارادت و محبت مردم آن نسبت به خاندان پيامبر(ص) اطلاع داثته اند، زيرا چون به ساوه رسيد و بيمار شد، پرسيد از اين جا تا قم چند فرسنگ فاصله است؟ و دستور فرمودند وى را بدان شهر برند.
مردم قم در آن وقت نسبت به خلفا نافرمان بودند و از اين رهگذر خسارات فراوان ديدند. اين نافرمانى در صورتى شدت مى يافت كه والى غير شيعه براى قم معين مى شد; طبق مدارك موجود، مردم قم والي و قاضى اى را كه داراى مذهب ايشان نبودند نمى پذيرفتند، حتى در زمان شاه اسماعيل صفوى كه سلطان مراد عثمانى مدتى بر ايران غلبه كرده و يك نفر به نام اسلمس بيك را حاكم قم قرار داده بود، آن مرد به علت مخالفت اهالى، مذهب شيعه ر ا پذيرفت و كلمه يا على را بر روى سينه خود نقش كرد...(1)
طبق نوشته بلاذرى، مردم قم در زمان مأمون نافرمانى كردند و از پرداخت خراج سر باز زدند. مأمون، على بن هشام مروزى را فرستاد و با سپاه او را مدد داد تا با قمى ها بجنگد . يحيى بن عمران را كه حاکم قم بود به قتل رسانيد، باروى شهر را با خاك يكسان نمود و خراج قم را (كه از زيادى آن شكايت داشتند) بيش از سه برابر كرد (2) (دو ميليون درهم را تا شش ميليون بالا برد) اين موضوع را ابن اثير نيز در ضمن وقايع سال 210 آورده است .
چهل پنجاه سال بعد، باز در زمان معتز عباسى پسر متوكل، مردم قم نافرمانى كردند، موسى بن بغا عامل بلادالجبل (بلادالجبل تقريباً همان عراق عجم است كه قم هم جزء آن بود) به قم حمله كرد، جمع كثيرى را كشت و جمعى ديگر را به فرمان معتز، تبعيد كرد.(3)
اما وضع قم از نظر شهرى آن طور كه يعقوبى در حدود پنجاه سال بعد از آمدن حضرت فاطمه معصومه(س) نوشته است، دو قسمت بوده كه به مجموع اين دو قسمت قم مى گفته اند (در حالى كه مقارن آمدن اشعرى ها، هفت قسمت بوده) و رودخانه از ميان آن دو مى گذشته (امروز هم رودخانه شهر قم را به دو قسمت كرده) و پل هاى سنگى آن دو را به يكديگر مربوط مى ساخته است. (4) قسمت بزرگ تر به نام منيجان قلعه اى از آن ايرانيان قديم وجود داشته است; قسمت كوچك تر به نام كميدان در سمت چپ رودخانه واقع بوده است.
مردم قم در آن وقت دو دسته بودند : يك دست عرب هاى بنى الاشعر و آل مذحج، ديگرى مردم بومى كه از نژاد ايرانى بودند. منيجان همان شهر اصلى قم است و در تاريخ قم به نام بلده ممجان آمده (5) و تصريح شده به اين كه ممجان نفس قم است و در جاى ديگر چنين ذكر شده كه كميدان قصبه قم است(6).
حضرت على بن موسى الرضا(ع) در قمدرباره عبور على بن موسى الرضا(ع) از قم به هنگام رفتن به مرو (بنا به دعوت مأمون) در بيشتر مأخذها اشاره اى نشده است، اما قرائن و مداركى، آمدن آن حضرت را به قم تأييد، بلكه ثابت مى كند.
نخست آن كه در قم محله اى به نام شاه خراسان در اواسط خيابان آذر وجود دارد، كه در همين محل مدرسه اى به نام مدرسه رضويه بنا شده است. مردم قم از قديم معتقد بوده اند كه على بن موسى الرضا(ع) زمانى كه به قم آمد، در همين محل نزول اجلال فرمود و از چاهى كه هم اكنون در آن مدرسه موجود است، آب نوشيد و غسل كرد و وضو ساخت و اين امر سينه به سينه تا به امروز رسيده است.
ديگر اين كه روايتى است كه ابن الفقيه از اميرالمؤمنين (ع) نقل كرده و در ضمن آن آبى در قم وصف شده كه حضرت رضا (ع) در آن غسل خواهد كرد(1)
دليل سوم، نوشته تاريخ قم است كه امام على بن موسى الرضا (ع) از آب مزبور نوشيد و در آن غسل كرد(2)
در تاريخ قم همچنين نوشته شده است كه حضرت رضا (ع) درصحبت زجاء بن ضحاك، به راه بصره و فارس و اهواز (ظاهراً صحيح اهواز و فارس باشد) به طوس آمد (3) اما از چه راهى به قم آمد و آمدن او به چه نحوى بود؟ متعرض نشده است.
دليل چهارم اين است كه ابن طاووس از علماى معروف شيعه در قرن هفتم، كيفيت ورود على بن موسى الرضا (ع) را به قم در كتاب «فرحة الغرى» شرح داده و چنين نوشته است:
«چون مأمون از خراسان، حضرت رضا (ع) را صلب كرد، آن حضرت از مدينه به بصره آمد و در راه خود به كوفه نرسيد و از بصره از راه كوفه به بغداد رفت و از آن جا روانه قم شد. اهل قم به ديدن ايشان آمدند و در آن كه كدام يك افتخار مهماندارى آن حضرت راپيدا كند، با يكديگر به بحث و نزاع برخاستند. امام فرمود : شتر من خود مأمور است كه دركجا فرود آيد; شتر در مقابل خانه اى زانو زد. صاحب آن خانه در خواب ديده بود كه فردا امام رضا (ع) مهمان او خواهد بود، ديرى نپاييد كه خانه مزبور مقام شامخى پيدا كرد و امروز (قرن هفتم) مدرسه اى است كه رهگذر است.» به احتمال قوى مدرسه مزبور همين مدرسه رضويه فعلى است كه در اثر مرور زمان، بناى اصلى به كلى از ميان رفته و تجديد بنا شده و قسمتى از آن جزء خيابان گرديده است.
قرائنى كه ذكر شد، همه دلالت دارد كه على بن موسى الرضا(ع) به قم آمده و شايد چند روزى در اين شهر اقامت فرموده، ولى شيخ صدوق تصريح كرده است به اين كه مأمون دستور داده بود كه حضرت رضا در راه خود به خراسان، از كوفه و قم عبور نكند. عبارت صدوق در ان باره چنين است:
«مأمون به رضا (ع)نوشت كه از راه كوفه و قم نيايد، بنابراين از راه بصره و اهواز(4) و فارس به مرو رسيد.» ظاهراً مقصود مأمون اين بوده كه على بن موسى الرضا (ع) از كوفه و قم - يعنى دو مركز عمده شيعه و دوستداران اهل بيت - عبور نكند.
حضرت از كوفه عبور نكرد و به همين جهت، بنابر نوشته ابن طاووس به زيارت اميرالمؤمنين (ع) نايل نشد.(5) ولى آيا طبق دستور مأمون به قم هم نيامد يا رجاء بن ضحاك كه مأمور بردن آن حضرت از مدينه به مرو بود، نگذاشت كه از قم عبور کند ؟ گويا در اين باره سندى دردست نباشد.
بنابراين و با توجه به دلايلى كه قبلاٌ ذكر شد، تشريف فرمايى على بن موسى الرضا(ع) به قم تقريباً مسلم مى شود.
قم در مسير راه هاى اصلى نبوده استراه هايى كه در قديم از اطراف به قم منتهى مى شد، همچنين راه هايى كه از قم به شهرهاى مجاور قم مى رسيد، در كتب مسالك و ممالك ذكر شده، اما آن طور كه معلوم مى شود، قم مانند امروز سر راه نبوده است، كه مثلا هر كس از خراسان يا از ري مى خواست به فارس و خوزستان و كرمان و عراق برود، ناگزير باشد از قم عبور كند، كسى به قم مى آمد كه يا مقصدش قم بود يا به مناسبت و علتى ترجيح مى داد از اين شهر عبور نمايد.
از رى به اصفهان راهى بود كه گويا از حاشيه كوير مى گذشت و كاشان و قم در كنار اين راه قرار نداشت.
از جمله قرائن اين امر، داستان خروج«مطرف بن مغيره بن شعبه» بر «حجاج بن يوسف» در سال 77 هجرى است، كه مطرف، قم را پايگاه خود قرار داده بود. حجاج به «عدى بن وتاد» فرمانرواى رى نوشت كه با سه چهارم از سپاهى كه در اختيار دارد به جى (اصفهان) برود و از آن جا با سپاه «براء بن قبيصه»، رهسپار جنگ با مطرف (درقم) بشود. (1)
مسلم است كه «عدى» هنگام رفتن از رى به اصفهان از قم عبور نكرد و نمى توانست عبور كند ،زيرا قم و كاشان و اين حدود در اختيار مطرف قرار داشت.
راهي كه «عدى» از آن عبور كرد، احتمالا تا زمان صفويه هم باقى بوده است و بنابر احتمالى، شاه عباس اول در سفر پياده خود به مشهد از همين راه رفته و از كاشان و قم نگذشته است و مورخان دوره صفويه (از جمله اسكندر بيك منشى در عالم آراى عباسى) عبور وى را از قم، متعرض نشده اند.
عبور«شاه عباس» از طبس و ترشيز (كاشمر فعلى) تقريباً مسلم است، اما آيا از راه يزد بوده، كه با خرابى و دشوارى آن راه بعيد به نطر مى رسد، يا از راه معمولى كه از سمنان و دامغان مى گذشته، است؟ به تازگى سندى جغرافيايى به دست آمده كه شهرها و نواحى مسير شاه عباس را در سفر مشهد (ظاهراً همين سفر پياده) معين كرده است; به موجب اين سند، وى از قم نيز گذشته است.
سند مزبور، نقاط بين راه شاه عباس را در سفر مشهد چنين نوشته است: كاشان، قم، ساوه، قزوين، خار(خوار ازتوابع رى)، سمنان، ييلاق، دامغان، سبزوار، مزينان ملك جام كريلو، طبس، خراسان (مشهد). (2)
از اين گذشته، در نقشه و صورتى كه «ابن حوقل» از ناحيه جبال رسم كرده، كاملا مشخص است كه قم و كاشان در سر راه معمولى رى به اصفهان نبوده است. (3) ابن رسته و ابن خردادبه نيز در شرح منازل ميان راه بغداد به رى، نامى از قم نبرده اند. (4)
علاقه شديد مردم قم به خاندان پيغمبر(ص)مردم قم از آغاز فتح آن شهر به دست مسلمانان و پذيرفتن دين مبين اسلام، به دوستدارى اهل بيت پيامبر(ص) شهره بودند و قمى همواره مثال كاملى بوده است براى يك شيعه متعصب و علاقه مند به مذهب خود و اين علاقه و محبت در طول تاريخ يكهزار و سيصد ساله قم در عصر اسلام، پيوسته در آنان وجود داشته و با وسايل و كيفيات گوناگون آن را به ثبوت رسانيده است.
قمى ها در زمان ائمه اطهار (ع)، آنچه از ملك و عقار داشتند، حتى خانه و بعضى از ايشان تمام مايملك خود را وقف ائمه كردند و هرسال خمس اموال خود را براى امامان (ع) مى فرستادند(1).
ديگر آن كه اولاد على (ع) را گرامى داشتند و به آنان مقام و مسكن دادند و آب و ملك به ايشان بخشيدند(2).
شهرت مردم قم در دوستدارى اهل بيت در زمان ائمه به حدى بود كه به گوش مأمون خليفه معروف عباسى نيز رسيده بود. زيرا وى در ضمى جريان مفصلى كه در آن از علت تفويض ولايت عهدى به على بن موسى الرضا(ع) براى ريان بن الصلت شرح داده، گفته است:
كسى را نمى يابم كه در اين كار (تفويض خلافت به آل على) مرا يارى دهد، به راستى تصميم گرفتم كه اهل قم را شعار و دثار خود(يعنى ياران باطنى و ظاهرى خود) قرار دهم(3).
سلام بر مردم قم
قال الصادق (ع) سلام الله على قم يستسقى الله بلادهم الغيث و ينزل الله عليهم البركات و يبدل الله سيأتهم حسنات، هم اهل ركوع و سجود و قيام و قعود، هم الفقهاء العلماء، ه اهل الدرايه و الروايه و حسن العباده امام صادق (ع) فرمودند: سلام بر مردم قم، خداوند شهرهاى آنان را با باران سيراب مى كند، بركتها را بر آنان نازل مى كند، و بديهاى آنان را به خوبى تبديل مى كند، آن ها اهل ركوع و سجود و قيام و قعود هستند. آنان فقيه و دانشمند هستند. آنان اهل درك حقايق و روايت و عبادت نيكو هستند. بحارالانوار، 60/217 قم پناهگاه فاطميان
قال الصادق (ع) اذا اصابتكم بليه و اناء فعليكم بقم فانه مأوى الفاطمين امام صادق (ع) فرمودند: زمانى كه رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محل آسايش مؤمنان است. بحار الانوار، 60/215 دعوت و حركت از قم
عن ابى الحسن الاول (ع) قال: رجل من اهل قم يدعوا الناس الى الحق يجتمع معه قوم كزبر الحديد لا تزلهم الرياح العواصف ولا يجبنون و على الله يتوكلون و العاقبه للمتقين امام على (ع) فرمودند: مردى از قم، مردم را به سوى حق دعوت مى كند، گروهى با او همراه مى شوند كه همانند پاره هاى آهن هستند، كه بادهاى تند آنان را نمى لغزاند و از جنگ خسته نمى شوند . به خدا توكل مى كنند و عاقبت خبر براى پرهيزكاران است. مردم قم همراه مهدى (ع)
عن عفان البصرى عن ابى عبدالله (ع) قال لى: اتدرى لم سمى قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم قال: انما سمى قم لان اهله يجمعمون مع قائم آل محمد ـ صلوات الله عليه ـ و يقومون معه و يستقيمون عليه و ينصرونه عفان بصرى مى گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: مى دانى چرا قم ناميده شد؟ گفتم: خدا و پيامبرش و شما آگاه تريد. فرمودند: قم ناميده شد چون اهل آن با قائم آل محمد (ص) همراه مى شوند و با او قيام مى كنند و او را يارى مى كنند و استوار خواهند بود. بحار الانوار، 60/216 برترى مردم قم
قال ابوالحسن (ع): ان للجنه ثمانيه ابواب و واحد منها لا اهل قم و هم خيار شيعتنا من بين ساير البلاد خمر الله تعالى ولايتنا فى طينتهم امام هفتم (ع) فرمودند: بهشت داراى هشت در است و يكى از آن ها براى مردم قم است، و آنان در ميان مردم ساير شهرها بهترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنان قرار داد. بحارالانوار، 60/216 ستمگر در قم
قال الصادق (ع): ان لعلى قم ملكا زفرف عليها بجناحيه لايريدها جبار بسوء الااذابه الله كذوب الملخ فى الماء امام صادق (ع) فرمودند: براى قم فرشته اى است كه بال هايش را بر آن گسترده است، هيچ ستمگرى قصد آزار قم نمى كند مگر اين كه خداوند او را ذوب مى كند همانند ذوب شدن نمك در آب . بحار الانوار، 60/217 قال الصادق (ع): «ا ِنّ المَلائِكَة لتَدْفَعُ البَلايا عَنْ قُمْ وَ اَهْلِهِ وَ ما قَصَدَهُ جَبّارٌ سوءالا اِ لّا قَصَمَهُ قاصِمْ الجّبارين.» فرشتگان خدا، همواره بلاها وخطرات را از قم و اهل آن برطرف مى سازند وهيچ ستمگرى، قصد نابودى قم را نمى كند مگر اين كه خداوند نابودش مى سازد.
منبخب الاثر صفحه 443 / سفينة البحار ج 2 صفحه 445 قال على (ع): «سلامُ اللّه عَلى اهلِ قُمْ وَ رَحْمَةَ اللّه على اهل قُمْ... هُمْ اهلُ رُكوُع وَ خُشوُع وَ سُجوُد وَ قيام وَ صيام هُمُ الفُقَها ُ العُلَما ُ الفهماء ُ هُمْ اهلُ الديّنِ و الولايَةِ وَ حُسْنِ العبادَةِ، صَلواتُ اللّه عَلَيْهم وَ رَحْمَةُ اللّهِ وبَركاتُه.» سلام خدا بر مردم قم باد و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل ركوع و سجودو خشوع و نمازو روزه اند، آنان فقيهان و عالمان وهوشمندان هستند، آنان ديندارو دوستدار خاندان پيامبر و اهل عبادت هاى شايسته هستند درود خداو رحمت و بركات او بر مردم قم باد.
آينده وآينده سازان صفحه 40 قال الصادق (ع): «الا انَّ قُمْ حَرَمى وَ حَرَمَ ولْدى مِنْ بَعْدى .» بدانيد كه قم، حرم من وحرم فرزندان پس از من است. تاريخ قم صفحه 7 قال الصادق (ع): « اذ ِا اصابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عِنا ٌ فَعَلَيكمْ بِقُم فَاِنَّهُ مَأْوى الفاطميّين.» آن گاه كه بلاها و مشكلات به شماروى كرد، به شهر قم روى آوريدكه قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است. بحار النوار ج 60 صفحه 215 قال على ابن موسى الرضا(ع): «اِ نّ لِلجَنَّةِ نَمانَيِة ِ اَبوْاب و لِأهْل ِ قُم واحِدٌ مِنْها فَطوبى لَهُمْ ثُمَّ طُوبى لَهُمْ ثُمَّ طوُبى لَهُمْ.» بهشت هشت در دارد كه يك در از آن ها ويژه مردم قم است. خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان . سفينة البحار ج 2 صفحه 445 قال الصادق (ع): «تُرْبَة قُم مُقَدَّسَةٌ وَ اَهْلُها مِنّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ لايُريدُهُمْ جَبّارَ ا ِلّا عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ... ا َما اِنَّهُمْ اَنْصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا.» خاك قم مقدس است و مردم آن از ما خاندان پيامبر هستند و ما نيز آنان هستيم، هيچ ستمگرى قصد آزار مردم قم را نو كند جز آنكه بزودى عقوبت مى شود. بدانيدكه مردم قم ياران قائم ما و مبّلغان حق ماهستند. بحارالانوار ج 60 صفحه 218 سفيتة البحار ج 2 صفحه 447 قال موسى بن جعفر (ع): «قُمْ عُسِّ آل محمّد وَ مأوَى شيعَتِهِمْ و... يَدْفَعُ اللّهُ عنهم شر الأعادى وَ كُلُّ سُو ِ.» قم خانه آل محمّد و جايگاه پيروان آنان است. خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم كوتاه و دفع مى كند و هر بدى را از آن دور مى سازد. بحار الانوار ج 60 صفحه 218 سفينة البحار ج 2 صفحه 447 قال على ابن موسى الرضا(ع): «لُولا القُميّونَ لَضاعَ الدّينُ وَ لولا القُميُّونَ لَانْدَرَسَ الِدّينُ.» اگر اهل قم نباشند دين اسلام از بين مى رود و يا كهنه شده وفراموش مى شود. سفينة البحار ج 2 صفحه 446 قال الصادق (ع): «انَّما سُمّىَ قُمْ لِاَنَّ اَ هْلَهُ يَجْتَمِعونَ مَعَ قائم ِ آل مُحَمّد وَ تَقيمُونَ مَعَهُ ويَسْتقيمونِ عَلَيه وَ يَنْصُرُونَهُ.» قم را به اين جهت قم ناميدند كه مردم آن در كنار قائم آل محمّد (ص) گرد مى آيند و در راه او استقامت مىورزند و او را يارى مى كنند. بحار الانوار ج 57 صفحه 216 حديث 38 قال الصادق (ع): «وَ ما أَرادَ احدٌ بِقُمْ وَ اَهْلِهُ سُوا ً ا ِلّا اَذَ لَّهُ اللّهُ وَ اَبْعَدَهُ مِنْ رَحَْمتِه ِ.» وكسى اراده بد به شهر قم و اهل قم نمى كند مگر آن كه خداوند اورا ذليل مى كند و از رحمت خويش دور مي سازد. بحارالانوار ج 57 صفحه 215 قال موسى بن جعفر (ع): « رَ جُل ٌ مِن اَهْل ِ قُمْ يَدعُو النّاسَ ا ِلىَ الحَّق يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوُمٌ كَزُبُرِ الحَديد ِلا يعلمون عَن ِالحَرْب ِ و لايَجْنُبُونَ وَلا يُحَرِّكُهُمُ الرِّياحُ العَواصِفُ و عَلىَ اللّه ِ يَتَوكَّلوُنَ وَ العاقِبَةُ للمُتَّقين.» شخصى از اهل قم مردم را به حق فراخواهدخواند و در اطراف او كسانى جمع مى شوند كه چونان قطعه هاى آهن مقاومند از جنگ خسته نمى شوند و نمى ترسند وهيچ باد سركش تندى آن ها را تكان نمى دهد و به خدا توكّل دارند و عاقبت از آن متقين است . سيد بن طاووس - املهم و الفتن صفحه 38 بحارالانوار ج 57 صفحه 216 قال الصادق (ع): « تَكُونُ بَلْدَةُ قُمْ وَ أهْلُها حُجَّة ٌ علىَ الخلايِق... » قم ومردم قم الگو و حجت بر جهانيان مى شوند. منتخب الاثر صفحه 443 سفينة البحار ج 2 صفحه 445 تاريخچه حرم مطَهرحرم مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها بعد از دفن آن حضرت به ترتيب زير بنا شده و بعدها مجددا ساخته و تغيير داده شده است. گنبد مطهر 1ـ گنبد اول: بر سر تربت او از بوريا سايه بان ساخته بودند تا آنگاه كه حضرت زينب سلام الله عليها دختر امام جواد عليه السلام قبه اي بر سر تربت او بنا نهاد(33). در سال 413 مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها با خشتهاي كاشي زيبا آراسته گرديد(34) 2ـ گنبد دوم: در سال 529 هجري قمري گنبد دوم ساخته شد(35). 3ـ گنبد سوم: گنبد دوم را در سال 925 هجري قمري خراب كرده، گنبد ديگري ساختند. كه روي آن كاشي معرق بوده است(36). 4ـ گنبد چهارم: در سال 1218 هجري قمري گنبد سوم را خراب كرده و گنبد كنوني را ساختند كه رويي آن به خشتهاي زرين(با روكش طلا) مزين است و طبق آنچه گفته اند دوازده هزار خشت زرين در گنبد بكار رفته است(37). شاعري در مدح گنبد و بارگاه قصيده اي در 64 بيت سروده كه هر مصرع آن تاريخ بناي گنبد(1218) است، و طليعه آن چنين است: اين قبه گلبني است بزيور برآمده**با پاك گوهري است پر از زيور آمده اين دوحه اي است كامده از جنه العلا**يا كوكبي است سعد و منور برآمده(38) صحن هاي حرم 1ـ صحن كوچك(صحن عتيق): شامل ايوان طلا با دو مناره كه گلدسته هاي آنها نيز طلاست ودر گوشه صحن مهمانخانه حضرت مي باشد. مقابل ايوان نقاره خانه حضرت است كه سقف آن از بيرون طلا كاري شده است. 2ـ صحن بزرگ: داراي ايوان عظيم و باشكوه آينه است. اين ايوان كه تماما آئينه كاري است و با ستونهاي سنگي بلند و با عظمتي استوار است زيبائي خاصي به صحن حرم مطهر داده است. اين صحن دو گلدسته با عظمت دارد، و نيز حوض وسيعي كه زينت بخش صحن است. داخل حرم 1ـ شامل رواقهاي حرم است كه به زير گنبد راه دارد، و اخيرا توسعه داده شده است. 2ـ مسجد وسيع و با شكوه بالاسر. 3ـ در جهت قبله مسجد با عظمت طباطبائي(موزه) است كه ستونهاي متعدد و جالب آن نگهدار گنبد بزرگ و زيباي آن اند. اين مسجد قبلا صحن زنانه بوده و ادامه آن تا مقابل درب پيش رو صحن بوده است. 4ـ در سالهاي اخير در كنار مسجد طباطبائي مسجد باشكوه ديگري بنا نهاده اند كه قبلا صحن موزه بوده است. 5ـ زير گنبد كه اخيرا توسعه داده شده تماما مانند رواقها و مسجدها آئينه كاري و كاشي كاري و يا گچبري هاي بسيار زيبا و ذي قيمت مي باشد. ضريح مطهر براي مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها 3 ضريح ساختند: 1ـ ضريح فولاد كه در زمان شاه عباس ساخته شد(39). 2ـ ضريح نقره كه قبل از ضريح فعلي بوده است. 3ـ ضريح فعلي كه ضريح سوم است. در سال 1328 هجري قمري ساخته شده و تماما نقره است و قسمت بالاي آن آب طلا داده شده است. تأمين نقره آن به اين صورت بوده كه از ضريح قبلي پنجاه هزار مثقال نقره خالص در آمد و موازي چهل و سه هزار مثقال نقره ديگر از خزانه مباركه بيرون آورده به آن اضافه كردند و ضريح كنوني را ساختند(40). محراب حضرت معصومه سلام الله عليها محراب عبادت حضرت معصومه سلام الله عليها كه در مدت اقامت كوتاهش در قم آنجا مشغول عبادت بوده امروزه در قم بنام"بيت النور" در نزديكي حرم مطهر در محلي بنام ميدان مير مشهور مي باشد(41).
|
موزه آستانه مقدسه يكى از ذخاير مهم و ارزشمند تاريخى و هنرى ميهن اسلامى ما محسوب مى گردد و به عنوان تنها موزه استان قم از اهميت ويژه اى برخوردار است. موزه آستانه مقدسه از بين 125 موزه موجود در كشور، يكى از قديمى ترين آن ها محسوب مى شود كه در آبان ماه سال 1314 شمسى در محوطه داخلى حرم مطهر و محل فعلى مسجد شهيد مطهرى تأسيس گرديد. فعاليت اين موزه تا حدود دى ماه سال 1353 ادامه يافت و از آن تاريخ تا سال 1361 به دلايل متعدد (از جمله لزوم گسترش فضاى جانبى موزه و احداث ساختمان فعلى) فعاليت موزه متوقف شد. |
|
1ـ بخش قرآن هاى خطى از قرن دوم تا دوره معاصر;
2ـ مسكوكات ادوار اسلامى و پيش از اسلام;
3ـ تابلوهاى نقاشى و شمايل مينياتورى;
6ـ ظروف سفالينه متعلق به هزاره اول و دوم قبل از ميلاد مسيح و ادوار اسلامى;
8ـ كاشى هاى زرين فام با طرح ها، نقوش و كتيبه هاى زيبا مربوط به قرون ششم تا هشتم هجرى قمرى;
9ـ آثار حجارى و سنگ هاى تزئينى;
10ـ لوازم فلزى با تزئينات قلمزنى;
11ـ قاليچه هاى دستباف ابريشمى دوره صفوى و قاجار;
(بحارالانوار، ج 60، ص 213.)
فرش ابريشم
سفال و سراميك
منبت كارى چوب
كاشى كارى معرق
|
دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار. در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد. براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد. 1- ديگران را با نام صدا بزنيد 2- اشتباه خود را بپذيريد 3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد 4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند. به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد - 5-از ديگران تعريف و تمجيد نماييد 6- مراقب حرفهايتان باشيد 7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد 8- با فكر و با ملاحظه باشيد همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد." 9- از خود گذشتگي كنيد 10- متواضع و فروتن باشيد 11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 16:34 توسط رضا دلاوری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
جاي مردان سياست بنشانيد درخت تا هوا تازه شود
معرفي فرهنگ هاي علوم سياسي و روابط بين الملل و كتاب هاي مفيد براي تقويت زبان تخصصي |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 آرشيو |
| نویسندگان |
|
رضا دلاوری رضا دلاوری |
| پیوندها |
|
نشريه فارين پاليسي راهنماي متون سياسي روز نامه واشنگتن پست دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم نشريه ورد پاليسي نشريه كريستين ساينس مانيتور نشريه اكونوميست وبلاگ دلاوري |
|
RSS
|