تبليغاتX
متون سیاسی
آموزش ترجمه متون سياسي

توضیحات: بر اساس روابط شیمیایی و فیزیکی موجود بین دانشجو و نمره و بر اساس قوانین نگارش,ادب و نزاکت فارسی,سه حالت زیر را می توان در نظر گرفت:
حالت اول: رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن بیان می شود.مثال:"...c بیست شدم,خوب بچه ها من برم خونه واسه ترم بعد درس بخونم..."
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان واقعی تشکیل می دهند,که با تلاش و کوشش,نمره مطلوب خود را میشوند!
حالت دوم: رابطه بین نمره و دانشجو با فعل دادن بیان می شود. مثال:".ریاضی یک بهم داده 7/75!مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده..."
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان ناموفق تشکیل می دهند,که بدون تلاش و کوشش ,نمره      نا مطلوب به آنها داده میشود.
حالت سوم: رابطه نمره و دانشجو با فعل گرفتن بیان میشود.مثال:"...بالاخره این فیزیک 2 یه دونه 10 گرفتم!دهنم صاف شد..."
اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان موفق تشکیل می دهند,که با تلاش و کوشش ,نمره نسبتا مطلوب خود را میگیرند.

یک اصل: حق گرفتنی است,نه دادنی!
تبصره: نمره از حقوق دانشجویان است.پس راههای این احقاق حق به شرح زیر بیان میشود:    روش اول: گرفتن نمره قبل از امتحان:
مطالعه درس در طول ترم و (یا)یک هفته قبل از امتحان و(یا)شب امتحان. این روش آسان ترین و مطمئن ترین روش ممکن است,به همه توصیه میشود.ولی طبق آمار و احتمالات موجود تنها نیمی از دانشجویان فقط از این روش استفاده می کنند. دانشجویان واقعی,از علاقه مندان این روش هستند.پیشرفت علم در این روش تاثیری ندارد.جنسیت در این روش تاثیری ندارد.
یک تجربه:در این زمینه هیچ تجربه ای ندارم!!
روش دوم:گرفتن نمره هنگام امتحان:
تقلب به روشهای مختلف(استفاده از تکه های کاغذ,نگاه  کردن برگه دیگران,صحبت کردن,پنهان کردن جزوه در جای مناسب,نوشتن نکات مهم بر روی اعضای مناسب(!)بدن,تقلبهای پیشرفته و تکنولوژیک مثل استفاده از سیستم hands free موبایل و احیانا مجهز به سیستم Bluetooth یا استفاده از ماشین حسابهای پیشرفته و ...)
این روش پرخطرترین روش ممکن است ولی معمولا اگر با تبحر و تجربه کافی انجام شود و از منابع معتبر استفاده شود,بهترین نتیجه را میدهد.هماهنگی,برنامه ریزی,اعتماد به نفس و انتخاب زوج مناسب,جزو مهمترین ملزومات این روش میباشند.دانشجویان موفق و نا موفق از این روش استفاده می کنند. با پیشرفت علم,این روش هم پیشرفت میکند.جنسیت در این روش موثر است.طبق تجربیات,آمار و اطلاعات موجود,دختران در در این روش به دلیل ترس بیش از حد چندان موفق نیستند(البته استثنا هم دارد)اما وضعیت ظاهری دختران,میتواند موثر باشد,چون همواره عده ای پسر معلوم الحال تلاش در رساندن تقلب به دختران  دارند.
روش سوم: گرفتن نمره بعد از امتحان:
صحبت و مشورتهای خصوصی با اساتید مربوطه,ظاهر گول زننده,دروغ های عجیب و غریب ولی باورکردنی,استعداد های ذاتی,روابط و آشنایان موجود و...
این روش از متداول ترین روشهای موجود است و تقریبا تمام گروههای دانشجویان از این روش استفاده میکنند.این روش قانون خاصی ندارد و هرکس به شیوه خود این قانون را اجرا می کند و به تعداد دانشجویان,شگردهای مختلف وجود دارد.پیشرفت علم در این روش میتواند موثر باشد.جنسیت در این روش به شدت موثر است!دختران,معمولا به علت برخی نعمتهای خدادادی در این روش موفقترند.
نصیحت:بهترین راه برای نمره گرفتن,درس خواندن است.اگر دانشجویی بخوبی درس بخونه,به هیچکدام از دو راه آخر احتیاجی ندارد,منت هیچ بنی بشری را نخواهد کشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:38  توسط رضا دلاوری | 

 

نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….!
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:53  توسط رضا دلاوری | 
فرهنگ مردم اروپا و آمريكا نه تنها در عرصه هايي چون زبان‏، اتومبيل و ورزش متفاوت است بلكه در چگونگي استفاده از تلفن همراه نيز تفاوت دارد كه اگر چه آشكار نيست اما از اهميت كمي نيز برخوردار نيست.

به گزارش بخش خبرسايت http://www.IRITN.com‏ ،به نقل از News.com، تحقيقات انجام شده توسط شركت ها و دولت نشان مي دهد كه نوجوانان شهر آتن در گرجستان در روز 4 ساعت از وقت خود را صرف مكالمه با خطوط ثابت تلفن مي كنند، در حاليكه جوانان شهر آتن در كشور يونان روزانه 4 پيام متني به تلفن هاي همراهشان ارسال مي شود.
كميسيون اروپا در بروكسل از نقش خود در كمك به ترويج استاندارد ثابت تلفن دركشورهاي اتحاديه اروپا بسيار راضي به نظر مي رسد. كميسيون ارتباطات ملي (FCC) در واشنگتن نيز از نقش خود در حمايت از تصميم بازار خشنود و راضي است.
اروپا براي استفاده از استاندارد GSM به عنوان معيار موفقيت جلب مشتري مي كند. هم اكنون از اين استاندارد در بيش از 100 كشور دنيا استفاده مي شود و در سرويس تلفن چند رسانه اي پيشرفته در بسياري از كشورها نيز از اين استاندارد استفاده مي شود. سيستم GSM در كشور آمريكا نيز وجود دارد اما استفاده از ساير استانداردها همچون سيستم هاي متناقض منعكس كننده سياست آمريكا در حمايت از تصميم بازار مي باشد.
در گزارشي از FCC آمده است كاربران تلفن همراه در آمريكا نسبت به اروپايي ها بيشتر صحبت مي كنند و هزينه كمتري نيز مي پردازند اين امر شاهدي بر اين امر است كه بازار آمريكا در مقايسه با بازار اروپا و ژاپن به طور موثري رقابت است.
از هر 10 نفر ساكن كشورهاي اتحاديه اروپا 8 نفر شماره تلفن همراه دارند. در حاليكه در آمريكا از هر 10 نفر 6 نفر داراي يك شماره تلفن همراه هستند. به گفته مارتا موناز از شركت مشاوره ovum در لندن، متصديان تلفن همراه در غرب اروپا در سال 2004 تنها 142 بيليون دلار از در آمدهاي خود را متوقف كردند كه اين ميزان در آمريكا 104 بيليون دلار است.
موناز اعلام كرد اما آمريكا به رشد در آمد 11 درصدي رسيده است در حاليكه رشد در آمد غرب اروپا تنها 9 درصد بوده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:42  توسط رضا دلاوری | 

استفاده مداوم مشترکان از تلفن همراه این روزها به یک چالش مهم اجتماعی تبدیل شده که اکثر اوقات مشکلات و ناراحتی هایی را بر ای اطرافیان و حتی خود فرد استفاده کننده به دنبال دارد.

استفاده از این وسیله ارتباطی همانند هر تکنولوژی تازه وارد نیازمند فرهنگ سازی بوده و این مهم باید از طریق نهادهای فرهنگ ساز به خصوص رسانه های جمعی مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

مجله الکترونیکی روزانه در یکی از مطالب خود موارد استفاده صحیح از تلفن همراه را برای مشترکان برشمرده است که به نظر می رسد تعمق در آن تا حدی بتواند مشکل فعلی ضعف فرهنگ استفاده از این وسیله ارتباطی را برطرف سازد.

این موارد به شرح ذیل است:

1- تلفن همراه خود را در اماكن عمومي نظير كتابخانه، ، مساجد، محل كار، بيمارستان، جلسات، رستوران، كافي شاپ، ميهماني ها، داخل آسانسور، تاكسي، وسايل نقليه عمومي، كلاس درس و موزه ها خاموش كنید يا حداقل آن را روي منشي تلفني يا حالت ويبره (سيستم لرزاننده) قرار دهید.

2-هر فردي داراي يك حريم و يا فضاي خصوصی است که اين فضا به ويژه در مكانهاي شلوغ و پر ازدحام احساس امنيت و آرامش را براي فرد فراهم مي آورد،كاربر هوشمند تلفن همراه به حريم شخصي افراد احترام گذاشته و هنگام مكالمه با تلفن همراه حداقل 6الی 3 متر از نزديك ترين فرد فاصله مي گيرد و چنانچه اين فضا در اختيار نباشد منتظر مي ماند تا اطرافش خلوت تر شود.

3- اتاق هاي شلوغ، داخل صف ها و راهروهاي باريك مكانهاي مناسبي براي مكالمه با تلفن همراه نیست.

4- برخي اوقات محتواي مكالمه بايستي محرمانه، خصوصي و پوشيده باقي بمانند،بنابراين در مكانهاي عمومي از عنوان كردن برخي مسايل خاص، مشاجرات و اطلاعات شخصي خودداري كنيد.

5- چنانچه دراماكن عمومي يا حين گفتگوهاي دو نفره ناچار به پاسخگويي به تلفن همراه می شوید، قبل و پس از انجام مكالمه از طرف مقابل خود عذرخواهي كنيد.

6- چنانچه سر و صداي محيط پيرامون شما زياد است، عوض فرياد كشيدن، به يك مكان ساكت و خلوت تر برويد. همچنين چنانچه اشكال از برقراي ارتباط است با فرياد كشيدن و با صداي بلند صحبت كردن مشكلي را حل نمي كنید و تنها باعث آزار اطرافيان و سلب آسايش ديگران مي شوید؛بنابراين آهسته صحبت كنيد.

7- در برخي اماكن همچون بيمارستانها و داخل هواپيما كه امكان تداخل امواج تلفن همراه وجود دارد، از روشن كردن تلفن همراه خود خودداري كنيد.

8- در برخي از اماكن دولتي، موزه ها، سينما ها، تاتر و يا نمايشگاه ها كه عكس برداري و فيلم برداري ممنوع است، با تلفن همراه خود عكس يا فيلم نگيريد.

9-يك آهنـگ ملايـم و غـيـر آزار دهنده براي زنگ تلفن خود انتخاب كرده و صدای زنگ تلفن را نيز در سطح پايين تنظيم كنید.

10- با صداي آهسته و لحن آرام با تلفن همراه صحبت كنيد؛گوشي ها به گونه اي طراحي شده اند كه صداي ضعيف نيز از طريق آنها قابل انتقال است.

11-برخي مكالمات خاص كه لحن تند، خشن و احساسي را طلب مي كنند به زمان مناسب تري موكول كنيد؛از پشت تلفن همراه با همسر خود مشاجره نكنيد، كسي را توبيخ و يا سرزنش نكنيد و يا با رييس خود بگو مگو نكنيد.

12- تا حد ممكن از جلب توجه هنگام صحبت كردن با تلفن همراه خودداري كنيد؛تلفن همراه صرفا به منظور ارتباط موثرتر ساخته شده است.

13- شماره تلفن همراه خود را صرفا در اختيار افراد آشنا و قابل اعتماد قرار دهيد؛ شماره تلفن ديگران را نيز تنها با كسب اجازه در اختيار فرد ديگري قرار دهيد.

14- هرگز تلفن همراه شخص ديگري را پاسخ نگوييد. همچنين هيچگاه پيام كوتاه دريافتي تلفن همراه شخص ديگري را پاسخ نداده و يا آن را نخوانيد چرا که تلفن همراه يك وسيله كاملا شخصي است.

15- هرگز عكس فردي را بدون كسب اجازه از وي نگيريد و در گوشي تلفن همراه خود ذخيره نكنيد.

16- تلفن همراه را در دست خود نگه نداريد؛چنانچه از تلفن همراه استفاده نمي كنيد آن را درون جيب و يا كيف خود قرار داده و در معرض ديد ديگران قرار ندهيد؛خطر سرقت تلفن همراه همواره در كمين شماست.

17- با نزاكت باشيد و پيامهاي كوتاه (sms) دريافتي را تاييد كنيد. يك "بله" و يا "ok" كفايت مي كند.

18- از مختصر نويسي بيش از حد هنگام ارسال پيام كوتاه خودداري كنيد؛ با اينكه مخفف ها و حروف اختصاري براي بسياري روشن و قابل پذيرش هستند، اما در نهايت براي آناني كه با آنها آشنايي كافي ندارند، باعث سر در گمي و سوء ارتباط می شود بنابراين پيام ها را با املا و فواصل صحيح ارسال كنيد.

19- از ارسال پيام هاي كوتاه ديگران براي ديگر افراد خودداري کنید. اين عمل تنها اتلاف وقت، هزينه بر و به دور از نزاكت است.

20- به پيام هاي كوتاه خود جنبه شخصي دهيد؛از ارسال پيام هاي غيرشخصي گروهي خودداري کنید چرا که تلفن همراه براي استفاده شخصي است و نه براي ارسال پيام هرز به دوستان.

21- تلفن همراه يك ابزار ارتباطي در مواقع اضطراري و فوريتي بوده و يك وسيله تفريح و يا گفتگوهاي دوستانه و طولاني مدت نیست.

22- زمان مكالمه با تلفن همراه بايستي كوتاه و مختصر باشد.

23- هنگام صحبت با تلفن همراه همزمان با اطرافيان خود صحبت نكنيد؛ چرا كه موجب آزار و سردرگمي آنان مي شود.

24- هيچگاه از تلفن همراه خود براي فخر فروشي و تحت تاثير قرار دادن ديگران استفاده نكنيد.

این گزارش می افزاید در حـين رانندگي ابـتـدا در مـحـل مـناسبي پارك کرده سپـس از تـلفن همراه خود استفاده كنید؛چنانچه قادر به چـنـيـن كـاري نیستید حداقل از هندز فري استفاده کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:40  توسط رضا دلاوری | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 8:31  توسط رضا دلاوری | 

 

استان قم با وسعتى در حدود11238 كيلومتر مربع در بخش مركزى ايران واقع شده است. اين استان از طرف شمال به استان تهران، از شرق به استان سمنان، و از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب غربى تا شمال غربى به استان مركزى محدود مى گردد.

اين استان كمتر از يك درصد كل مساحت كشور، بيست و هشتمين و در واقع كوچكترين استان كشور محسوب مى شود. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان در مناطق كوهستانى،(كوه وليجا) با 3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمك قم حدود 700 متر است.

جمعيت فعال استان قريب به يك ميليون نفر تخمين زده مى شود. استان قم از نظر تقسيمات كشورى در سال 1379 داراى يك شهرستان، 4 بخش، 5 شهر و 9 دهستان و 936 آبادى بوده كه از اين تعداد 356 آبادى داراى سكنه و 580 آبادى بدون سكنه بوده است.

تاريخ قم

طبق بعضى از شواهد و مدارك تاريخى، شهر قم پيش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ايران بوده است و بناى آن را به تهمورث يكى از پادشاهان پيشدادى نسبت داده اند، در مقابل، بسيارى از مورخان آن را يك شهرتازه ساز و از آثار قرن اول هجرى مى دانند.

قديمى ترين منبعى كه قم را از شهرهاى مستحدثه اسلامى معرفى كرده سفرنامه منسوب به ابى دلف است.

اين منطقه را در« دوران باستان » براوستان مى گفتند و حوزه روستايى آن كميدان و مركز روستا را به نام (كم) مى خواندند. در قرن اول اسلامى نيز اين شهر به نام (كم) معروف بوده و از توابع اصفهان به شمار مى آمد. شهر قم در سال 23 هجرى قمرى به دست لشگر اسلام فتح شد و اسلام در آن جا به گونه اى نفوذ پيدا كرد كه به سرعت مردم به مذهب تشيع علوى متمايل گرديدند.

از سال 94 هجرى اشعرى ها به قم آمدند و در آبادانى آن تلاش فراوان كردند و از سال 142 هجرى از دادن خراج به خلفاى دوران امتناع كردند و از آن تاريخ، قم به صورت يك سرزمين نيمه خودمختار در حكومت اسلام در آمد، در سال 189 هجرى قم از اصفهان جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى جدا گرديد و به صورت شهر مستقلى درآمد و جايگاه پرورش دانشمندان و فقيهان شيعى شد.

بعد از دفن حضرت معصومه (سلام الله عليها) قم رونقى بسزا يافت و پناهگاه مطمئنى براى دوستان اهل بيت (ع) و شيعيان گرديد. از آن زمان به بعد مردم به تدريج منازل خود را به مدفن حضرت معصومه (سلام الله عليها) نزديك كردند تا از زيارت قبر ايشان بهده مند گردند. همچنين علماء و دانشمندان زيارى در جوار كريمه اهل بيت (س) پرورش يافتند و به نشر و گسترش اسلام پرداختند.

در طول قرون و اعصار، شهر مقدس و مذهبى قم، صدمات جبران ناپذيرى از طرف ستمگران بر جان خريده و در حملات متعددى اين شهدر ويران گشت و مردم آن قتل عام گرديدند. اين ظلم و ستم در قرن اخير هم به دست رضاخان و فرزندش ادامه پيدا كرد، تا اين كه با شروع نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) روح ديگرى در كالبد شهر قم دميدن گرفت و اين شهر بهيكى از مراكز مهم پايه گذارى انقلاب اسالمى مبدل گشت. قيام مردم قم در 19 دى سال 1357 سند افتخارى براى اين شهر در تاريخ مى باشد. پس از پيروزى انقلاب نيز با شروع جنگ تحميلى، اين شهر با تقديم حدود 5200 شهيد و 7600 جانباز نقش خود را در دفاع مقدس ايفا نمود و هم اكنون در اين برهه از زمان با رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى (دام ظله) همچنان محكم و استوار در مقابل تهاجم فرهنگى دشمنان داخلى و خارجى ساكت نخواهد نشست و با اميد به لطف الهى تلاش خواهد كرد تا زمينه ساز ظهور يگانه منجى عالم بشريت حضرت ولى عصر (عج) گردد. ان شاء الله.

پيشينه تاريخى قم

بعضى قائل به قدمت شهر قم بوده و آن را از بلاد باستانى دانسته و به شواهد و قرائنى هم استدلال نموده اند، از قبيل ذكر «زعفران قمى» در كتابى كه مربوط به عصر ساسانيان است و نيز آمدن نام قم در شاهنامه فردوسى .ضمن بيان حوادث سال 32 هـ هم آن سرزمين به همين نام بوده است. در اسناد تاريخى و گزارش فتوحات ايران به خليفه مسلمين از سرزمين قم به عنوان (شق ثيمرة) نام برده اند.

بنابراين , شهر قم هم مانند شهر نجف و كربلا و مشهد مقدس از شهرهاى نوظهور اسلامى است كه موجوديت آن را بايد در جهات مذهبى-سياسى جست و جو كرد.

پيشينه فرهنگى، سياسى قم

باورود اعراب اشعرى به قم در سال 83 و برچيده شدن آيين زرتشت، و ايجاد عمران و آبادى هاى بسيار , مردم قم چنان اهميت و عظمت يافتند كه گويى در كشور نيمه مستقل كوچكى در «قلب دارالاسلام» زندگى مى كردند، چنان که از آغاز ظهور خلفاى عباسى در 132 هـ ق تا اواخر دوره خلافت هارون از دادن خراج به حكومت وقت خوددارى مى كردند و هيچ يك از خلفا توان و جرأت مقابله با آنان را نداشتند.

در زمان هارون عباسى كه فرمانروايى اسلامى حداكثر توسعه را يافت(سال 184 هـ ق) هارون تصميم گرفت صحابه و دوستداران اهل بيت(ع) را تحت فشار قرار دهد و قم، اين كانون ضد ظلم و ستم را سركوب نمايد.

لذا هارون «عبدالله بن كوشيد قمى» را به حكومت اصفهان (كه قم از توابع آن بود) گماشت تا ماليات پنجاه و چند ساله قم را وصول نمايد.

او هم برادر خود «عاصم» را عامل قم قرار داد. عاصم پس از شكنجه و اذيت و آزار مردم، حتى يك درهم از ماليات معوقه را وصول نكرد، ولى همچنان بر فشار خود افزود تا اين كه عده اى از اهالى و بزرگان شهر زبان به شفاعت گشودند، اما به نتيجه  نرسيدند. بعد از بى نتيجه بودن اين وساطت ها «عاصم» به دست عده اى از جان گذشته به هلاكت رسيد.

همين حادثه باعث عزل عبدالله از حكومت اصفهان شد، ولى عبدالله به دارالخلافه شتافت و با پرداخت يك ميليون در هم خواستار بازگشت به سمت قبلى خود شد، به شرط اين كه قم از تابعيت اصفهان خارج شود.

سرانجام با توضيحات قانع كننده او و بيانات «حمزة بن السيع»- از برزگان قم - و عهده دار شدن خراج شهر، هارون استقلال شهر قم را پذيرفت و بدين سان اين شهر استقلال سياسى يافت و پس از تعيين حدود آن، مسجد جامع با منبرى براى امام جمعه (كه نشانه استقلال هر ناحيه بود) در آن ساخته شد (1)

هنگام استقلال در اين سرزمين دو شهر وجود داشت; يك شهر جديد اسلامى به نام «قم» و ديگرى شهر زرتشتيان به نام «كميدان» كه عمال حكومتى و زندان شهر در آن جا بودند; چرا كه اهل قم عمال حكومت را به شهر خود راه نمى دادند.

تاريخ مبارزه بى امان مردم قم با ستمگران

مردم قم با حاكمان ستمگر زمان خود هميشه سر ناسازگارى داشتند، در زمان هاى مناسب در برابر آنان دست به شورش و انقلاب مى زدند و از پرداخت ماليات و حمايت اقتصادى حكومت مركزى خوددارى مى كردند.بعد از شهادت حضرت رضا(ع) در سال 203 هـ ق و پى بردن مردم قم به جنايت مأمون و دستگاه خلافت، به عنوان اعتراض به اين فاجعه عظيم و اعلان حمايت ازحريم مقدس ولايت و امامت، مردم در برابر حاكمان عباسى دست به تمرد زدند، و از دادن خراج و ماليات سالنه شهد خوددارى كردند.

اين انقلاب همگانى حدود ده سال ادامه داشت و سرانجام با يورش سپاهيان حكومتى به فرماندهى «على بن هشام» به شهر، عده اى از سران شهر همراه «يحيى بن عمران» ـ بزرگ قميان كه اين نهضت عظيم مردمى را سازماندهى مى كردـ كشته شدند و قسمتى از شهر خراب گرديد و مالياهاى گذشته وصول شد. مردم به تدريج به عمران شهر پرداختند و تا سال 216 هـ. ق شهر اوضاع آرامى داشت.

در همين سال كه همزمان با خلافت معتصم بود، مردم به دارالحكومه ي قم حمله كردند و عامل حكومت «طلحى»، را از شهر بيرون راندند و علم مخالفت برداشتند.

معتصم به تحريك «طلحى» سپاهى را به فرماندهى «وصيف ترك» مأمور سركوبى اهالى كرد، و او همراه حاكى رانده شدهـ قم به هر حيله اى بود به داخل شهر رخنه نمود و سپاهيانش بهـ قبل و غارت اهالى پرداختند و خانه ها و باغ هاى افراد انقلابى را آتش زدند و شهر را به تلى از خاكستر مبدل نمودند.

ولى اين همه، نتيجه اى جز برافروخته شدن خشم عمومى مردم نداشت. لذا پس از مواجه شدن سپاه با اعتراض و مخالفت مردمى، فردى به نام «محمد بن عيسى بادغيسى» ـ فردى خوشخو و صديق بودـ به حكومت قم گماشته شد; حاكم جديد با درايت خاصى كه داشت رضايت مردم را جلب نمود و بذر مودتى بين آن ها پاشيد كه تا سال 245 هـ ق در اين شهر حادثه خونينى پيش نيامد.

سرانجام در زمان خلافت متوكل، كه فردى لاابالى بود و از اهانت به مقدسات دين و بزرگان اسلام هراسى نداشت، مردم عاشق و لايت و امامت قم با ديدن اين جسارت ها و اهانت ها به ساحت مقدس بزرگان دين، آن چنان بر آشفتند كه در فرصت مناسب با تقويت معارضات حكومت عباسى همچون حسين كوكبى ـ كه از اشراف سادات علوى بود ـ دولت علوى كوچكى تشكيل دادند و عمال حكومتى را خلق يد كردند و تا سه سال اين حكومت برقرار بود. سرانجام معتمد عباسى، حاكم «بلاد جبل» را مأمور براندازى حكومت علويون و سركوب نهضت قميون كرد و او با سپاهى فراوان پس از سرنگون كردن حكومت حسين كوكبى، اهالى قم را سركوب و سران آن ها را كشت و عده اى را زندانى كرد و در ظلم و ستم تا آن جا پيش رفت كه آن ها براى در امان ماندن از شر او به امام حسى عسكرى (ع) پناهنده شدند و حضرت براى رهايي از اين شر عظيم، دعايى به آنان تعليم فرمود كه در نماز شب بخوانند.

اين سركوب هاى خونين هيچ تأثيرى در خاموشى شعله هاى انقلاب و قيام عليه ظلم و ستم نداشت ; لذا مردم قم به مجرد درگيرى معتمد با يعقوب ليث (در سال 263 هـ ق) و ضعف نيروهاى تهاجمى او مجدداً در برابر او بهـ قيام برخاستند.

اين انقلاب و شورش گاه و بيگاه وجود داشت تا اين كه در زمان معتضد عباسى، «يحيى بن اسحاق» كه شيعه بود، به عنوان حاكم قم منصوب شد و او كه شخصى ملايم و پر تجربه بود، كوشش كرد تا از بغض و كينه مردم نسبت به خلفا بكاهد و از به وجود آمدن شورش هاى متوالى جلوگيرى نمايد. او در اين راه موفق شد و با آرامش نسبى شهر و با همكارى او، اقدامات اساسى در شهر صورت گرفت كه از آن جمله: خاموش كردن آخرين آتشكده اين سرزمين و بناى مأذنه و مناره عظيمى در كنار مسجد «ابوالصديم اشعرى» بود كه صداى اذان را به هر در قسمت شهر مى رساند.(1

سابقه انقلاب فرهنگى ـ سياسى قم

پس از به حكومت رسيدن «يحيى بن اسحاق» و استقرار حكومت اشعريان و مواليان اهل بيت (ع)، «على بن بابويه» با رياست و مرجعيت عامه خود، مكتب پر بركت و بى نظيرى را در قم تأسيس كرد كه آمار تربيت شدگان آن مركز بزرگ علمى و محدثان عصر ايشان، تا دويست هزار تن نقل شده است. (1)

باطلوع ستاره «بابويهى» بود كه روش مبارزه مردم با دستگاه خلافت تغيير كلى يافت و آن ها به مبارزات اصولى پرداختند. از طرفى، پسران «بويه» را تقويت كرده و با قدرت ايشان خلفا را يكى پس از ديگرى بركنار مى كردندو حكومت هايى از آل على (ع) را در طبرستان به نام ناصر كبير و ناصر صغير روى كار آوردند. از طرف ديگر، گروهى از دانشمندان اسلامى براى تبليغ و ترويج مبانى و معارف دينى، از قم به خدمت امرا شتافتند و اكثر ايشان به مقام وزارت و امارت و رياست رسيدند و نام وزراى قمى، زنت بخش تاريخ سياست و حكومت شد.

وزارت «ابن العميد» در حكومت «ركن الدوله ديلمى» پس از مشورت با ابن بابويه و صلاحديد آن بزرگوار بود، كه هجرت علمى مرحوم شيخ صدوق از قم به رى (بنا به دعوت استاد ابن العميد) و آثار گرانقدر علمى ـ فرهنگى اين هجرت مقدس، همه از بركات اين اقدام سياسى زعيم بزرگ شيعه در آن دوران است.

چنانکه سفر مرحوم «ابن قولويه» به تغداد و مأسيس مكتب فقه جعفرى در مسجد «براثا» و ده ها اقدام علمى ـ فرهنگى كه در سراسر عالم اسلام صورت گرفت، همه و همه از بركات مكتب «ابن بابويه» در قم بود.

سرانجام اين مكتب پربار بود كه انقلاب عظيم فرهنگى ـ سياسى را جايگزين انقلاب هاى محلى كرد و پست هاى كليدى سياست و فرهنگ جامعه را در اختيار تربيت يافتگان مكتب اهل بيت (ع) قرار داد، تا بشري تشنه حكومت عدل و معارف شيعه را به سرچشمه گواراى اسلام حقيقى و بشيع علوى رهنمون سازند. امروز اين ستاره نورانى با درخششى بيشتر دليل راه ميليون ها مسلمان و پايگاه اميد بريدگان از مكاتب بيگانه است، و به راستى قم، ام القراى عالم اسلام و حرم اهل بيت و عش آل محمد(ص) است. پيشينه درخشان مذهبى قم

جايگاه ممتاز و بى نظير قم از نظر مذهبى و روحانى غير قابل انكار است ; چرا كه اين شهر از آغاز موجوديت تا امروز، در طول سيزده قرن پايتخت شيعه اماميه خوانده شده و مهد دانش و فضيلت و سرچشمه جوشان مكتب و معرفت بوده است.

خدمات برجسته و مساعى ارزنده دانشمندان قم در راه احياى آيين تشيع و نشر معارف دينى و فرهنگ پربار اسلامى، به حدى بود كه تاج كرامت ابدى دينى بر تارك شريف آنان نهاده شد كه: «لو لا القميون لضاع الدين». (1)

آرى، قم شهرى است كه خشت اول معنويت آن را گروهى از صحابه و دوستان ائمه(ع) از اعراب اشعرى، با مصالح ايمان و ملات تولى به كار گذاشتند و شالوده اين شهر مقدس را از سال 83 ه ق (2) و در دوران امام باقر و امام صادق (ع) طرح ريزى نمودند.

اين شهر در ميان فرمانروايى اسلامى، چون كشورى مستقل و با مقرراتى خاص اداره مى شد و از مزايا و ويژگى هايى برخوردار بود و حتى در دوران اختناق حاكم بر اماميه هم مردم قم بدون تقيه با كمال آزادى عقيده در اين ديار مقدس به جمع آورى آثار و اخبار آل محمد(ع) و تدوين آنها پرداختند ودر سرود آسمانى اذان، برفراز ارتفاعات با صداى رسا بر ولايت على (ع) شهادت مى دادند. مكتب اماميه اولين بار به دست اعراب اشعرى در قم افتتاح گرديد كه فقه شيعه به طور رسمى و علنى در آن تدريس مى شد و مشعل هدايت و ارشاد در اين شهر فروزان گرديد و تربيت يافتگان اين مكتب الهى بر ساير بلاد اسلامى نورافشانى كردند.(

 

وضع شهر قم مقارن آمدن حضرت معصومه(س)

گويا آوازه تشيع مردم قم در آن زمان تا مدينه رسيده بوده و حضرت معصومه (سلام الله عليها) از وجود آن شهد و ارادت و محبت مردم آن نسبت به خاندان پيامبر(ص) اطلاع داثته اند، زيرا چون به ساوه رسيد و بيمار شد، پرسيد از اين جا تا قم چند فرسنگ فاصله است؟ و دستور فرمودند وى را بدان شهر برند.

مردم قم در آن وقت نسبت به خلفا نافرمان بودند و از اين رهگذر خسارات فراوان ديدند. اين نافرمانى در صورتى شدت مى يافت كه والى غير شيعه براى قم معين مى شد; طبق مدارك موجود، مردم قم والي و قاضى اى را كه داراى مذهب ايشان نبودند نمى پذيرفتند، حتى در زمان شاه اسماعيل صفوى كه سلطان مراد عثمانى مدتى بر ايران غلبه كرده و يك نفر به نام اسلمس بيك را حاكم قم قرار داده بود، آن مرد به علت مخالفت اهالى، مذهب شيعه ر ا پذيرفت و كلمه يا على را بر روى سينه خود نقش كرد...(1)

طبق نوشته بلاذرى، مردم قم در زمان مأمون نافرمانى كردند و از پرداخت خراج سر باز زدند. مأمون، على بن هشام مروزى را فرستاد و با سپاه او را مدد داد تا با قمى ها بجنگد . يحيى بن عمران را كه حاکم قم بود به قتل رسانيد، باروى شهر را با خاك يكسان نمود و خراج قم را (كه از زيادى آن شكايت داشتند) بيش از سه برابر كرد (2) (دو ميليون درهم را تا شش ميليون بالا برد) اين موضوع را ابن اثير نيز در ضمن وقايع سال 210 آورده است .

چهل پنجاه سال بعد، باز در زمان معتز عباسى پسر متوكل، مردم قم نافرمانى كردند، موسى بن بغا عامل بلادالجبل (بلادالجبل تقريباً همان عراق عجم است كه قم هم جزء آن بود) به قم حمله كرد، جمع كثيرى را كشت و جمعى ديگر را به فرمان معتز، تبعيد كرد.(3)

اما وضع قم از نظر شهرى آن طور كه يعقوبى در حدود پنجاه سال بعد از آمدن حضرت فاطمه معصومه(س) نوشته است، دو قسمت بوده كه به مجموع اين دو قسمت قم مى گفته اند (در حالى كه مقارن آمدن اشعرى ها، هفت قسمت بوده) و رودخانه از ميان آن دو مى گذشته (امروز هم رودخانه شهر قم را به دو قسمت كرده) و پل هاى سنگى آن دو را به يكديگر مربوط مى ساخته است. (4) قسمت بزرگ تر به نام منيجان قلعه اى از آن ايرانيان قديم وجود داشته است; قسمت كوچك تر به نام كميدان در سمت چپ رودخانه واقع بوده است.

مردم قم در آن وقت دو دسته بودند : يك دست عرب هاى بنى الاشعر و آل مذحج، ديگرى مردم بومى كه از نژاد ايرانى بودند. منيجان همان شهر اصلى قم است و در تاريخ قم به نام بلده ممجان آمده (5) و تصريح شده به اين كه ممجان نفس قم است و در جاى ديگر چنين ذكر شده كه كميدان قصبه قم است(6).

حضرت على بن موسى الرضا(ع) در قم

درباره عبور على بن موسى الرضا(ع) از قم به هنگام رفتن به مرو (بنا به دعوت مأمون) در بيشتر مأخذها اشاره اى نشده است، اما قرائن و مداركى، آمدن آن حضرت را به قم تأييد، بلكه ثابت مى كند.

نخست آن كه در قم محله اى به نام شاه خراسان در اواسط خيابان آذر وجود دارد، كه در همين محل مدرسه اى به نام مدرسه رضويه بنا شده است. مردم قم از قديم معتقد بوده اند كه على بن موسى الرضا(ع) زمانى كه به قم آمد، در همين محل نزول اجلال فرمود و از چاهى كه هم اكنون در آن مدرسه موجود است، آب نوشيد و غسل كرد و وضو ساخت و اين امر سينه به سينه تا به امروز رسيده است.

ديگر اين كه روايتى است كه ابن الفقيه از اميرالمؤمنين (ع) نقل كرده و در ضمن آن آبى در قم وصف شده كه حضرت رضا (ع) در آن غسل خواهد كرد(1)

دليل سوم، نوشته تاريخ قم است كه امام على بن موسى الرضا (ع) از آب مزبور نوشيد و در آن غسل كرد(2)

در تاريخ قم همچنين نوشته شده است كه حضرت رضا (ع) درصحبت زجاء بن ضحاك، به راه بصره و فارس و اهواز (ظاهراً صحيح اهواز و فارس باشد) به طوس آمد (3) اما از چه راهى به قم آمد و آمدن او به چه نحوى بود؟ متعرض نشده است.

دليل چهارم اين است كه ابن طاووس از علماى معروف شيعه در قرن هفتم، كيفيت ورود على بن موسى الرضا (ع) را به قم در كتاب «فرحة الغرى» شرح داده و چنين نوشته است:

«چون مأمون از خراسان، حضرت رضا (ع) را صلب كرد، آن حضرت از مدينه به بصره آمد و در راه خود به كوفه نرسيد و از بصره از راه كوفه به بغداد رفت و از آن جا روانه قم شد. اهل قم به ديدن ايشان آمدند و در آن كه كدام يك افتخار مهماندارى آن حضرت راپيدا كند، با يكديگر به بحث و نزاع برخاستند. امام فرمود : شتر من خود مأمور است كه دركجا فرود آيد; شتر در مقابل خانه اى زانو زد. صاحب آن خانه در خواب ديده بود كه فردا امام رضا (ع) مهمان او خواهد بود، ديرى نپاييد كه خانه مزبور مقام شامخى پيدا كرد و امروز (قرن هفتم) مدرسه اى است كه رهگذر است.»

به احتمال قوى مدرسه مزبور همين مدرسه رضويه فعلى است كه در اثر مرور زمان، بناى اصلى به كلى از ميان رفته و تجديد بنا شده و قسمتى از آن جزء خيابان گرديده است.

قرائنى كه ذكر شد، همه دلالت دارد كه على بن موسى الرضا(ع) به قم آمده و شايد چند روزى در اين شهر اقامت فرموده، ولى شيخ صدوق تصريح كرده است به اين كه مأمون دستور داده بود كه حضرت رضا در راه خود به خراسان، از كوفه و قم عبور نكند. عبارت صدوق در ان باره چنين است:

«مأمون به رضا (ع)نوشت كه از راه كوفه و قم نيايد، بنابراين از راه بصره و اهواز(4) و فارس به مرو رسيد.»

ظاهراً مقصود مأمون اين بوده كه على بن موسى الرضا (ع) از كوفه و قم - يعنى دو مركز عمده شيعه و دوستداران اهل بيت - عبور نكند.

حضرت از كوفه عبور نكرد و به همين جهت، بنابر نوشته ابن طاووس به زيارت اميرالمؤمنين (ع) نايل نشد.(5) ولى آيا طبق دستور مأمون به قم هم نيامد يا رجاء بن ضحاك كه مأمور بردن آن حضرت از مدينه به مرو بود، نگذاشت كه از قم عبور کند ؟ گويا در اين باره سندى دردست نباشد.

بنابراين و با توجه به دلايلى كه قبلاٌ ذكر شد، تشريف فرمايى على بن موسى الرضا(ع) به قم تقريباً مسلم مى شود.

قم در مسير راه هاى اصلى نبوده است

راه هايى كه در قديم از اطراف به قم منتهى مى شد، همچنين راه هايى كه از قم به شهرهاى مجاور قم مى رسيد، در كتب مسالك و ممالك ذكر شده، اما آن طور كه معلوم مى شود، قم مانند امروز سر راه نبوده است، كه مثلا هر كس از خراسان يا از ري مى خواست به فارس و خوزستان و كرمان و عراق برود، ناگزير باشد از قم عبور كند، كسى به قم مى آمد كه يا مقصدش قم بود يا به مناسبت و علتى ترجيح مى داد از اين شهر عبور نمايد.

از رى به اصفهان راهى بود كه گويا از حاشيه كوير مى گذشت و كاشان و قم در كنار اين راه قرار نداشت.

از جمله قرائن اين امر، داستان خروج«مطرف بن مغيره بن شعبه» بر «حجاج بن يوسف» در سال 77 هجرى است، كه مطرف، قم را پايگاه خود قرار داده بود. حجاج به «عدى بن وتاد» فرمانرواى رى نوشت كه با سه چهارم از سپاهى كه در اختيار دارد به جى (اصفهان) برود و از آن جا با سپاه «براء بن قبيصه»، رهسپار جنگ با مطرف (درقم) بشود. (1)

مسلم است كه «عدى» هنگام رفتن از رى به اصفهان از قم عبور نكرد و نمى توانست عبور كند ،زيرا قم و كاشان و اين حدود در اختيار مطرف قرار داشت.

راهي كه «عدى» از آن عبور كرد، احتمالا تا زمان صفويه هم باقى بوده است و بنابر احتمالى، شاه عباس اول در سفر پياده خود به مشهد از همين راه رفته و از كاشان و قم نگذشته است و مورخان دوره صفويه (از جمله اسكندر بيك منشى در عالم آراى عباسى) عبور وى را از قم، متعرض نشده اند.

عبور«شاه عباس» از طبس و ترشيز (كاشمر فعلى) تقريباً مسلم است، اما آيا از راه يزد بوده، كه با خرابى و دشوارى آن راه بعيد به نطر مى رسد، يا از راه معمولى كه از سمنان و دامغان مى گذشته، است؟ به تازگى سندى جغرافيايى به دست آمده كه شهرها و نواحى مسير شاه عباس را در سفر مشهد (ظاهراً همين سفر پياده) معين كرده است; به موجب اين سند، وى از قم نيز گذشته است.

سند مزبور، نقاط بين راه شاه عباس را در سفر مشهد چنين نوشته است: كاشان، قم، ساوه، قزوين، خار(خوار ازتوابع رى)، سمنان، ييلاق، دامغان، سبزوار، مزينان ملك جام كريلو، طبس، خراسان (مشهد). (2)

از اين گذشته، در نقشه و صورتى كه «ابن حوقل» از ناحيه جبال رسم كرده، كاملا مشخص است كه قم و كاشان در سر راه معمولى رى به اصفهان نبوده است. (3) ابن رسته و ابن خردادبه نيز در شرح منازل ميان راه بغداد به رى، نامى از قم نبرده اند. (4)

علاقه شديد مردم قم به خاندان پيغمبر(ص)

مردم قم از آغاز فتح آن شهر به دست مسلمانان و پذيرفتن دين مبين اسلام، به دوستدارى اهل بيت پيامبر(ص) شهره بودند و قمى همواره مثال كاملى بوده است براى يك شيعه متعصب و علاقه مند به مذهب خود و اين علاقه و محبت در طول تاريخ يكهزار و سيصد ساله قم در عصر اسلام، پيوسته در آنان وجود داشته و با وسايل و كيفيات گوناگون آن را به ثبوت رسانيده است.

قمى ها در زمان ائمه اطهار (ع)، آنچه از ملك و عقار داشتند، حتى خانه و بعضى از ايشان تمام مايملك خود را وقف ائمه كردند و هرسال خمس اموال خود را براى امامان (ع) مى فرستادند(1).

ديگر آن كه اولاد على (ع) را گرامى داشتند و به آنان مقام و مسكن دادند و آب و ملك به ايشان بخشيدند(2).

شهرت مردم قم در دوستدارى اهل بيت در زمان ائمه به حدى بود كه به گوش مأمون خليفه معروف عباسى نيز رسيده بود. زيرا وى در ضمى جريان مفصلى كه در آن از علت تفويض ولايت عهدى به على بن موسى الرضا(ع) براى ريان بن الصلت شرح داده، گفته است:

كسى را نمى يابم كه در اين كار (تفويض خلافت به آل على) مرا يارى دهد، به راستى تصميم گرفتم كه اهل قم را شعار و دثار خود(يعنى ياران باطنى و ظاهرى خود) قرار دهم(3).

 

سلام بر مردم قم

قال الصادق (ع)

سلام الله على قم يستسقى الله بلادهم الغيث و ينزل الله عليهم البركات و يبدل الله سيأتهم حسنات، هم اهل ركوع و سجود و قيام و قعود، هم الفقهاء العلماء، ه اهل الدرايه و الروايه و حسن العباده

امام صادق (ع) فرمودند:

سلام بر مردم قم، خداوند شهرهاى آنان را با باران سيراب مى كند، بركتها را بر آنان نازل مى كند، و بديهاى آنان را به خوبى تبديل مى كند، آن ها اهل ركوع و سجود و قيام و قعود هستند. آنان فقيه و دانشمند هستند. آنان اهل درك حقايق و روايت و عبادت نيكو هستند.

بحارالانوار، 60/217

قم پناهگاه فاطميان

قال الصادق (ع)

اذا اصابتكم بليه و اناء فعليكم بقم فانه مأوى الفاطمين

امام صادق (ع) فرمودند:

زمانى كه رنج و زحمت و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محل آسايش مؤمنان است.

بحار الانوار، 60/215

دعوت و حركت از قم

عن ابى الحسن الاول (ع) قال:

رجل من اهل قم يدعوا الناس الى الحق يجتمع معه قوم كزبر الحديد لا تزلهم الرياح العواصف ولا يجبنون و على الله يتوكلون و العاقبه للمتقين

امام على (ع) فرمودند:

مردى از قم، مردم را به سوى حق دعوت مى كند، گروهى با او همراه مى شوند كه همانند پاره هاى آهن هستند، كه بادهاى تند آنان را نمى لغزاند و از جنگ خسته نمى شوند . به خدا توكل مى كنند و عاقبت خبر براى پرهيزكاران است.

مردم قم همراه مهدى (ع)

عن عفان البصرى عن ابى عبدالله (ع) قال لى:

اتدرى لم سمى قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم قال: انما سمى قم لان اهله يجمعمون مع قائم آل محمد ـ صلوات الله عليه ـ و يقومون معه و يستقيمون عليه و ينصرونه

عفان بصرى مى گويد: امام صادق (ع) به من فرمود:

مى دانى چرا قم ناميده شد؟ گفتم: خدا و پيامبرش و شما آگاه تريد. فرمودند: قم ناميده شد چون اهل آن با قائم آل محمد (ص) همراه مى شوند و با او قيام مى كنند و او را يارى مى كنند و استوار خواهند بود.

بحار الانوار، 60/216

برترى مردم قم

قال ابوالحسن (ع):

ان للجنه ثمانيه ابواب و واحد منها لا اهل قم و هم خيار شيعتنا من بين ساير البلاد خمر الله تعالى ولايتنا فى طينتهم

امام هفتم (ع) فرمودند:

بهشت داراى هشت در است و يكى از آن ها براى مردم قم است، و آنان در ميان مردم ساير شهرها بهترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنان قرار داد.

بحارالانوار، 60/216

ستمگر در قم

قال الصادق (ع):

ان لعلى قم ملكا زفرف عليها بجناحيه لايريدها جبار بسوء الااذابه الله كذوب الملخ فى الماء

امام صادق (ع) فرمودند:

براى قم فرشته اى است كه بال هايش را بر آن گسترده است، هيچ ستمگرى قصد آزار قم نمى كند مگر اين كه خداوند او را ذوب مى كند همانند ذوب شدن نمك در آب .

بحار الانوار، 60/217

قال الصادق (ع):

«ا ِنّ المَلائِكَة لتَدْفَعُ البَلايا عَنْ قُمْ وَ اَهْلِهِ وَ ما قَصَدَهُ جَبّارٌ سوءالا اِ لّا قَصَمَهُ قاصِمْ الجّبارين.»

فرشتگان خدا، همواره بلاها وخطرات را از قم و اهل آن برطرف مى سازند وهيچ ستمگرى، قصد نابودى قم را نمى كند مگر اين كه خداوند نابودش مى سازد.

منبخب الاثر صفحه 443 / سفينة البحار ج 2 صفحه 445

قال على (ع):

«سلامُ اللّه عَلى اهلِ قُمْ وَ رَحْمَةَ اللّه على اهل قُمْ... هُمْ اهلُ رُكوُع وَ خُشوُع وَ سُجوُد وَ قيام وَ صيام هُمُ الفُقَها ُ العُلَما ُ الفهماء ُ هُمْ اهلُ الديّنِ و الولايَةِ وَ حُسْنِ العبادَةِ، صَلواتُ اللّه عَلَيْهم وَ رَحْمَةُ اللّهِ وبَركاتُه.»

سلام خدا بر مردم قم باد و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل ركوع و سجودو خشوع و نمازو روزه اند، آنان فقيهان و عالمان وهوشمندان هستند، آنان ديندارو دوستدار خاندان پيامبر و اهل عبادت هاى شايسته هستند درود خداو رحمت و بركات او بر مردم قم باد.

آينده وآينده سازان صفحه 40

قال الصادق (ع):

«الا انَّ قُمْ حَرَمى وَ حَرَمَ ولْدى مِنْ بَعْدى .»

بدانيد كه قم، حرم من وحرم فرزندان پس از من است.

تاريخ قم صفحه 7

قال الصادق (ع):

« اذ ِا اصابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عِنا ٌ فَعَلَيكمْ بِقُم فَاِنَّهُ مَأْوى الفاطميّين.»

آن گاه كه بلاها و مشكلات به شماروى كرد، به شهر قم روى آوريدكه قم جايگاه امن فرزندان فاطمه(س) است.

بحار النوار ج 60 صفحه 215

قال على ابن موسى الرضا(ع):

«اِ نّ لِلجَنَّةِ نَمانَيِة ِ اَبوْاب و لِأهْل ِ قُم واحِدٌ مِنْها فَطوبى لَهُمْ ثُمَّ طُوبى لَهُمْ ثُمَّ طوُبى لَهُمْ.»

بهشت هشت در دارد كه يك در از آن ها ويژه مردم قم است. خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان - خوشا به حال آنان .

سفينة البحار ج 2 صفحه 445

قال الصادق (ع):

«تُرْبَة قُم مُقَدَّسَةٌ وَ اَهْلُها مِنّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ لايُريدُهُمْ جَبّارَ ا ِلّا عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ... ا َما اِنَّهُمْ اَنْصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا.»

خاك قم مقدس است و مردم آن از ما خاندان پيامبر هستند و ما نيز آنان هستيم، هيچ ستمگرى قصد آزار مردم قم را نو كند جز آنكه بزودى عقوبت مى شود. بدانيدكه مردم قم ياران قائم ما و مبّلغان حق ماهستند.

بحارالانوار ج 60 صفحه 218

سفيتة البحار ج 2 صفحه 447

قال موسى بن جعفر (ع):

«قُمْ عُسِّ آل محمّد وَ مأوَى شيعَتِهِمْ و... يَدْفَعُ اللّهُ عنهم شر الأعادى وَ كُلُّ سُو ِ.»

قم خانه آل محمّد و جايگاه پيروان آنان است. خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم كوتاه و دفع مى كند و هر بدى را از آن دور مى سازد.

بحار الانوار ج 60 صفحه 218

سفينة البحار ج 2 صفحه 447

قال على ابن موسى الرضا(ع):

«لُولا القُميّونَ لَضاعَ الدّينُ وَ لولا القُميُّونَ لَانْدَرَسَ الِدّينُ.»

اگر اهل قم نباشند دين اسلام از بين مى رود و يا كهنه شده وفراموش مى شود.

سفينة البحار ج 2 صفحه 446

قال الصادق (ع):

«انَّما سُمّىَ قُمْ لِاَنَّ اَ هْلَهُ يَجْتَمِعونَ مَعَ قائم ِ آل مُحَمّد وَ تَقيمُونَ مَعَهُ ويَسْتقيمونِ عَلَيه وَ يَنْصُرُونَهُ.»

قم را به اين جهت قم ناميدند كه مردم آن در كنار قائم آل محمّد (ص) گرد مى آيند و در راه او استقامت مىورزند و او را يارى مى كنند.

بحار الانوار ج 57 صفحه 216 حديث 38

قال الصادق (ع):

«وَ ما أَرادَ احدٌ بِقُمْ وَ اَهْلِهُ سُوا ً ا ِلّا اَذَ لَّهُ اللّهُ وَ اَبْعَدَهُ مِنْ رَحَْمتِه ِ.»

وكسى اراده بد به شهر قم و اهل قم نمى كند مگر آن كه خداوند اورا ذليل مى كند و از رحمت خويش دور مي سازد.

بحارالانوار ج 57 صفحه 215

قال موسى بن جعفر (ع):

« رَ جُل ٌ مِن اَهْل ِ قُمْ يَدعُو النّاسَ ا ِلىَ الحَّق يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوُمٌ كَزُبُرِ الحَديد ِلا يعلمون عَن ِالحَرْب ِ و لايَجْنُبُونَ وَلا يُحَرِّكُهُمُ الرِّياحُ العَواصِفُ و عَلىَ اللّه ِ يَتَوكَّلوُنَ وَ العاقِبَةُ للمُتَّقين.»

شخصى از اهل قم مردم را به حق فراخواهدخواند و در اطراف او كسانى جمع مى شوند كه چونان قطعه هاى آهن مقاومند از جنگ خسته نمى شوند و نمى ترسند وهيچ باد سركش تندى آن ها را تكان نمى دهد و به خدا توكّل دارند و عاقبت از آن متقين است .

سيد بن طاووس - املهم و الفتن صفحه 38

بحارالانوار ج 57 صفحه 216

قال الصادق (ع):

« تَكُونُ بَلْدَةُ قُمْ وَ أهْلُها حُجَّة ٌ علىَ الخلايِق... »

قم ومردم قم الگو و حجت بر جهانيان مى شوند.

منتخب الاثر صفحه 443

سفينة البحار ج 2 صفحه 445

تاريخچه حرم مطَهر

حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها بعد از دفن آن حضرت به ترتيب زير بنا شده و بعدها مجددا ساخته و تغيير داده شده است.

گنبد مطهر

1ـ گنبد اول: بر سر تربت او از بوريا سايه بان ساخته بودند تا آنگاه كه حضرت زينب سلام الله عليها دختر امام جواد عليه السلام قبه اي بر سر تربت او بنا نهاد(33). در سال 413 مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها با خشتهاي كاشي زيبا آراسته گرديد(34)

2ـ گنبد دوم: در سال 529 هجري قمري گنبد دوم ساخته شد(35).

3ـ گنبد سوم: گنبد دوم را در سال 925 هجري قمري خراب كرده، گنبد ديگري ساختند. كه روي آن كاشي معرق بوده است(36).

4ـ گنبد چهارم: در سال 1218 هجري قمري گنبد سوم را خراب كرده و گنبد كنوني را ساختند كه رويي آن به خشتهاي زرين(با روكش طلا) مزين است و طبق آنچه گفته اند دوازده هزار خشت زرين در گنبد بكار رفته است(37).

شاعري در مدح گنبد و بارگاه قصيده اي در 64 بيت سروده كه هر مصرع آن تاريخ بناي گنبد(1218) است، و طليعه آن چنين است:

اين قبه گلبني است بزيور برآمده**با پاك گوهري است پر از زيور آمده

اين دوحه اي است كامده از جنه العلا**يا كوكبي است سعد و منور برآمده(38)

صحن هاي حرم

1ـ صحن كوچك(صحن عتيق): شامل ايوان طلا با دو مناره كه گلدسته هاي آنها نيز طلاست ودر گوشه صحن مهمانخانه حضرت مي باشد.

مقابل ايوان نقاره خانه حضرت است كه سقف آن از بيرون طلا كاري شده است.

2ـ صحن بزرگ: داراي ايوان عظيم و باشكوه آينه است. اين ايوان كه تماما آئينه كاري است و با ستونهاي سنگي بلند و با عظمتي استوار است زيبائي خاصي به صحن حرم مطهر داده است.

اين صحن دو گلدسته با عظمت دارد، و نيز حوض وسيعي كه زينت بخش صحن است.

داخل حرم

1ـ شامل رواقهاي حرم است كه به زير گنبد راه دارد، و اخيرا توسعه داده شده است.

2ـ مسجد وسيع و با شكوه بالاسر.

3ـ در جهت قبله مسجد با عظمت طباطبائي(موزه) است كه ستونهاي متعدد و جالب آن نگهدار گنبد بزرگ و زيباي آن اند. اين مسجد قبلا صحن زنانه بوده و ادامه آن تا مقابل درب پيش رو صحن بوده است.

4ـ در سالهاي اخير در كنار مسجد طباطبائي مسجد باشكوه ديگري بنا نهاده اند كه قبلا صحن موزه بوده است.

5ـ زير گنبد كه اخيرا توسعه داده شده تماما مانند رواقها و مسجدها آئينه كاري و كاشي كاري و يا گچبري هاي بسيار زيبا و ذي قيمت مي باشد.

ضريح مطهر

براي مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها 3 ضريح ساختند:

1ـ ضريح فولاد كه در زمان شاه عباس ساخته شد(39).

2ـ ضريح نقره كه قبل از ضريح فعلي بوده است.

3ـ ضريح فعلي كه ضريح سوم است. در سال 1328 هجري قمري ساخته شده و تماما نقره است و قسمت بالاي آن آب طلا داده شده است.

تأمين نقره آن به اين صورت بوده كه از ضريح قبلي پنجاه هزار مثقال نقره خالص در آمد و موازي چهل و سه هزار مثقال نقره ديگر از خزانه مباركه بيرون آورده به آن اضافه كردند و ضريح كنوني را ساختند(40).

محراب حضرت معصومه سلام الله عليها

محراب عبادت حضرت معصومه سلام الله عليها كه در مدت اقامت كوتاهش در قم آنجا مشغول عبادت بوده امروزه در قم بنام"بيت النور" در نزديكي حرم مطهر در محلي بنام ميدان مير مشهور مي باشد(41).


فَضيلَت شَهر قم

روايت در فضيلت شهر قم و اهل آن زياد است كه ما به چند مورد آن اكتفا مي كنيم:

1ـ امام صادق عليه السلام فرمود:"تربت قم مقدس است و اهل آن از ماست و ما از آنهائيم"(42).

2ـ اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:"صلوات و درود خدا بر اهل قم، و رحمت خداوند بر اهل قم"(43).

3ـ امام رضا عليه السلام فرمود:"بهشت هشت در دارد يكي از آنها براي اهل قم است. خوشا بحال آنان، خوشا بحال آنان، خوشا بحال آنان"(44).

4ـ از امام معصوم عليه السلام كه فرمود:"اگر قمي ها نبودند دين ضايع مي شد"(45).

5ـ امام صادق عليه السلام فرمود:"…سلام خدا بر اهل قم، خداوند شهرشان را از باران سيراب كند، بركات را بر آنان نازل كند، و بدي هايشان را به خوبي مبدل كند. آنها اهل ركوع و سجود و قيام(عبادت)اند. آنها فقيهان و عالمان بافهم اند. آنها اهل درك سخنان امامان و روايات بوده و خدا را نيكو عبادت مي كنند"(46).

*نكته: منظور از اهل قم چنانچه از روايات ذكر شده هم روشن مي شود كساني هستند كه قدر و منزلت اين تربت مقدس را شناخته خود را اهل آن گردانند، يعني هر چه بيشتر سعي در آشنائي با دين خدا و تقوي و تقرب به اهل بيت داشته باشند، نه هر كه ساكن قم باشد اهل قم است.


امام زاده هاي هاي قم

امامزاده هاي در جوار حضرت معصومه سلام الله عليها

1ـ قبر ام محمد دختر موسي بن جعفر عليه السلام.

2ـ قبر ميمونه دختر موسي بن جعفر عليه السلام.(47)

امامزاده هاي بدون واسطه

1ـ امامزاده موسي مبرقع: فرزند امام جواد عليه السلام،(خيابان آذر).

2ـ امامزاده حمزه: فرزند امام موسي بن جعفر عليه السلام،(خيابان آذر).

3ـ امامزاده احمد: فرزند امام موسي بن جعفر عليه السلام،(خيابان آذر).

4ـ علي بن جعفر: فرزند امام صادق عليه السلام،(خيابان چهارمردان".

امامزاده هاي با واسطه

1ـ امامزاده ابراهيم: فرزند احمد بن موسي بن جعفر عليه السلام،(خيابان چهارمردان).

2ـ امامزاده اسماعيل: فرزند با واسطه‌ امام صادق عليه السلام،(نزديك مسجد رضائيه).

چهل اختران(در خيابان آذر) كه در آن هجده صورت قبر است كه 9 نفر از مدفونين در آن معلوم است بنامهاي:

3ـ موسي: اولاد با واسطه موسي بن جعفر عليه السلام.

4ـ فرزند موسي: از اولاد با واسطه‌ موسي بن جعفر عليه السلام.

5ـ محمد از با واسطه امام جواد عليه السلام.

6ـ زينب: دختر موسي مبرقع فرزند موسي بن جعفر عليه السلام.

7ـ فاطمه: دختر با واسطه‌ امام جواد عليه السلام.

8ـ بريهه: از دختران با واسطه موسي مبرقع فرزند امام موسي بن جعفر عليه السلام.

9ـ احمد: از اولاد با واسطه امام جواد عليه السلا.

10ـ ام سلمه: از دختران با واسطه امام جواد عليه السلام.

11ـ ام كلثوم: از دختران با واسطه امام جواد عليه السلام.

و اسامي ديگر معلوم نيست.

12ـ امامزاده زيد: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان آذر).

13ـ سلطان محمد شريف: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان چهارمردان).

14ـ امامزاده احمد: از اولاد با واسطه امام صادق عليه السلام،(دروازه قلعه).

15ـ امامزاده ناصرالدين: از اولاد با واسطه امام مجتبي عليه السلام،(چهارراه بازار).

16ـ امامزاده حارث يا احمد: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان خاكفرج).

17ـ امامزاده ابراهيم و امامزاده محمد: از اولاد با واسطه‌ امام موسي بن جعفر عليه السلام،(خيابان شاه ابراهيم).

18ـ امامزاده جعفر از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(خيابان شاه ابراهيم).

19ـ سيد معصوم: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان شاه ابراهيم).

19ـ سيد معصوم: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان شاه ابراهيم).

20ـ امامزاده عبدالله: از اولاد با واسطه امام زين العابدين عليه السلام،(خيابان شاه ابراهيم).

21ـ امامزاده سيد علي: از اولاد با واسطه حضرت عباس عليه السلام،(آخر خيابان باجك).

22ـ امامزاده ابو احمد: از اولاد با واسطه محمد حنيفه فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام،(آخر خيابان باجك).

23ـ چهار امامزاده: از اولاد با واسطه امام زين العابدين،(خيابان آذر بيرون دروازه ري).

24ـ امامزاده هاي و مهدي و ناصرالدين: از اولاد با واسطه امام زين العابدين،(در جمكران قم).

25ـ امامزاده جعفر قريب: از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(نزديك جمكران سر راه كاشان).

26ـ امامزاده جمال: از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(نزديك جمكران سر راه كاشان).

27ـ امامزاده شاه جمال معروف: از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(در راه اراك بيرون شهر).

28ـ امامزاده علي موسي رضا: از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(بيرون دروازه ري).

29ـ امامزاده علي رضا: از اولاد با واسطه امام موسي بن جعفر عليه السلام،(بالاتر از مسجد جمكران).

30ـ امامزاده شاه طيب وطاهر: از اولاد با واسطه‌ امام موسي بن جعفر عليه السلام،(يكفرسخ بيرون از دروازه ري)(48).

موزه آستانه مقدسه

موزه آستانه مقدسه يكى از ذخاير مهم و ارزشمند تاريخى و هنرى ميهن اسلامى ما محسوب مى گردد و به عنوان تنها موزه استان قم از اهميت ويژه اى برخوردار است. موزه آستانه مقدسه از بين 125 موزه موجود در كشور، يكى از قديمى ترين آن ها محسوب مى شود كه در آبان ماه سال 1314 شمسى در محوطه داخلى حرم مطهر و محل فعلى مسجد شهيد مطهرى تأسيس گرديد. فعاليت اين موزه تا حدود دى ماه سال 1353 ادامه يافت و از آن تاريخ تا سال 1361 به دلايل متعدد (از جمله لزوم گسترش فضاى جانبى موزه و احداث ساختمان فعلى) فعاليت موزه متوقف شد.

 

ساختمان كنونى موزه كه در ميدان آستانه واقع است، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در فروردين ماه سال 1361 احداث شد كه ابتدا با مساحتى حدود 500 متر مربع فعاليت داشت، ولى درسال 1371 در زمان توليت حضرت آيت الله مسعودى زيرزمين موزه نيز راه اندازى شد كه مجموعاً ساخت آن به يك هزار متر مربع افزايش يافت. فضاى فعلى موزه جوابگوى نياز نيست و به همين دليل در طرح جامع توسعه حرم مطهر، پيشنهاد تأسيس موزه اى بزرگ در چندين طبقه و همراه با امكانات و تجهيزات لازم ارائه شده است .

مجموعه آثار موزه شامل بخش هاى متنوعى است كه اهم آن ها عبارتند از:

بخش قرآن هاى خطى از قرن دوم تا دوره معاصر;

مسكوكات ادوار اسلامى و پيش از اسلام;

تابلوهاى نقاشى و شمايل مينياتورى;

آثار چوبى خاتم كارى ;

آثار چوبى منبت كارى;

ظروف سفالينه متعلق به هزاره اول و دوم قبل از ميلاد مسيح و ادوار اسلامى;

ظروف چينى و شيشه اى و...

كاشى هاى زرين فام با طرح ها، نقوش و كتيبه هاى زيبا مربوط به قرون ششم تا هشتم هجرى قمرى;

آثار حجارى و سنگ هاى تزئينى;

10ـ لوازم فلزى با تزئينات قلمزنى;

11ـ قاليچه هاى دستباف ابريشمى دوره صفوى و قاجار;

12ـ پارچه هاى دستباف;

با توجه به عشق و ارادت فوق العاده اى كه مردم كشورمان نسبت به خاندان عصمت و طهارت بالاخص بارگاه كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) دارند، همواره هداياى ارزشمندى را به مرقد نورانى اين بانوى بزرگوار تقديم نموده اند، كه خوشبختانه در چند ساله اخير روندى رو به رشد داشته و در اين ارتباط بيش از ده ها قلم اشياى نفيس شامل قرآن هاى خطى، مسكوكات ادوار اسلامى، تابلوهاى نقاشى، ظروف سفالينه، آثار دستباف و ساير آثار هنرى به موزه اهدا شده است.

همچنين به علت موقعيت مكانى و همجوارى با حرم مطهر، استقبال قابل توجهى وجود دارد كه به طور متوسط سالانه يكصد هزار نفر از موزه بازديد مى كنند.

در چند ساله اخير تعداد زيادى سكه هاى ارزشمند ادوار اسلامى شامل چهار آلبوم و تعدادى تابلوهاى خط و نقاشى و... يك عدد در خاتم كارى بسيار نفيس و همچنين تعدادى سنگ قبر رجال و سلاطين دوره قاجارى كه از نظر هنر حجارى بسيار نفيس و ارزشمند بودند، از اماكن و بيوتات وابسته به حرم مطهر جمع آورى و به موزه انتقال داده شدند.

در سطح بين المللى نيز همكارى هايى بين موزه آستانه مقدسه قم و مركز بين المللى موزه ها (سازمان ايكوم) وجود داشته و دارد. همچنين ضمن هماهنگى هاى لازم با نهادهاى ذيربط به ويژه سازمان ايرانگردى و جهانگردى، برنامه بازديد از موزه براى جهانگردانى كه وارد قم مى شوند پيش بينى شده كه همه ساله علاقه مندان زيادى از كشورهاى اروپايى و آسيايى و.. از موزه بازديد مى نمايند.

در همين زمينه با بخش روابط عمومى واموربين الملل آستانه همكارى هايى صورت گرفته و نيز بروشورهايى به منظور معرفى تاريخچه و مجموعه آثار موزه به سه زبان فارسى، عربى و انگليسى منتشر شده است .

 

بيت النور

در محله ميدان مير واقع در خيابان عمارياسر يكى ازمدارس علميه قم به نام مدرسه مباركه ستيه واقع است كه حضرت فاطمه معصومه (س) در دوران اقامتشان درقم - يعنى در فاصله ورود تا وفاتشان - در اين مكان كه همان منزل موسى بن خزرج بوده به سر مى برده اند و دوران هفده روزه نقاهت وبيمارى خود را در آن جا گذرانيده اند و براى ايشان در آن مكان محرابى است كه درآن عبادت مى كرده اندواكنون محّل زيارت زائران است .

منزل امام خمينى (ره)

منزل حضرت امام خمينى (ره) واقع در محله يخچال قاضى قم، خيابان معلم، با ساختمانى دواشكوبه شامل زيرزمين و طبقه همكف است. حياط ساختمان درقسمت جنوبى قرار گرفته و در جهت هاى شمال شرقى آن فضاهاى سرپوشيده قرار دارند. استقرار فضاها به گونه اى است كه پلكان ميانى، ساختمان رابه دو بخش بيرونى (درب شرق) اندرونى و (درب غرب) تقسيم مى كند. تالار سمت شرقى محل جلسات و مراجعات حضرت امام (ره) در دهه هاى گذشته بوده است. از شواهد ساختمانى و معمارى بنا پيداست كه تاريخ ساخت آن اوايل قرن حاضر است. اين ساختمان در حدود سال 1335 توسط حضرت امام خمينى (ره) خريدارى و تا سال 1343 توسط معظم له مورد استفاده بوده است. هم اكنون نيز به عنوان يادمان تبرك شده از حضرت امام خمينى (ره) روزانه بازديدكنندگان فراوانى از سراسر جهان دارد. همچنين مراسم مذهبى در مناسبت هاى مختلف در آن برگزار مى شود.

مدرسه فيضيه

مدرسه فيضيه يكى از پرآوازه ترين حوزه هاى علوم دينى در جهان است. اين مدرسه از نيمه اول قرن سيزدهم هجرى جايگزين بناى «مدرسه آستانه»شده وبه اعتبار متون معتبر تاريخى از اواسط قرن ششم هجرى قمرى وجود داشت. اين مدرسه داراى چهار ايوان است و در دو طبقه با 40 حجره تحتانى متعلق به عصر قاجار و 40 حجره فوقانى متعلق به قرن چهاردهم هجرى قمرى است كه با هدايت حضرت آيت الله حائرى يزدى (ره) برفراز حجره هاى پيشين در گرداگرد حياط مركزى بنا شد. قديمى ترين بخش مدرسه، ايوان جنوبى آن است با تاريخ 929 هجرى قمرى، كه مزين به كاشى كارى هاى زيباى معرق است. اين ايوان طرف قبله و متصل به حرم مطهر است و سر در صحن عتيق حضرت فاطمه معصومه (س) از طرف فيضيه محسوب مى شود.

مسجد جامع

مسجد جامع قم در زمره مساجد دو ايوانى با پلان مربع مستطيل است. اسكلت اصلى گنبد خانه متوازن آن، متعلق به نيمه نخستين قرن ششم هجرى قمرى است.

اين مسجد پس از مسجد امام حسن عسكرى(ع) قديمى ترين مسجدى است كه در قم بنا گرديده است. به اعتبارمتون معتبر تاريخى، تاريخ احداث بناى كنونى گنبدخانه در سال 529 هجرى قمرى است كه از تعميرات عصر فتحعلى شاه در كتيبه هاى گچبرى به وضوح نمايان بوده است. ايوان رفيع جبهه جنوبى و اندودهاى گچى و رنگى گنبد خانه، متعلق به عصر صفوى و بناى ايوان شمالى شبستان هاى شرقى و غربى آن متعلق به عصر قاجار است.

بازار تيمچه قم

تيمچه قم در جبهه شمالى راسته بازارقم واقع شده است و از آثار ارزشمند هنرمعمارى دوران اسلامى ايران محسوب مى شود كه به دست هنرمند برجسته عصر ناصرى استاد «حسن قمى» در سال 1301 هجرى قمرى طراحى و اجرا شده است.

بانى اين بناى عظيم مرحوم حاج سيد محمود طباطبايى تاجر بزرگ قم و پدر مرحوم حاج آقا حسين طباطبايى قمى بوده است. تيمچه بزرگ قم با دو ورودى به بازارنو، شامل سه گنبد و دو نيم گنبد است و قسمت مركزى آن با دهانه 15 متر و ارتفاعى به همين اندازه در طول 28 متر بدون ستون امتداد مى يابد. اين گنبد ازنوع عرقچينى، ولى پوشش زيرين (آهيانه) آن شمسه كارى با اسلوب رسمى بندى و يزدى بندى است. تيمچه در مجموع داراى 20 حجره تحتانى و 12 غرفه فوقانى است و در گذشته مزين به درها و پنجره هاى زيباى ارسى گره سازى شده بوده ولى متأسفانه امروزه فقط نمونه هايى از آن باقى مانده است.

مسجد امام حسن عسگرى (ع)

در ابتداى خيابان آستانه و جنب رودخانه، مسجد نسبتاً بزرگى قرار دارد كه منسوب به امام يازدهم شيعيان است و در قرن سوم هجرى احمد بن اسحاق قمى وكيل و نماينده امام حسن عسگرى (ع) به امر آن حضرت در آن را بنا نموده است.

اين مسجد محل تدريس آيت الله محمد تقى خوانسارى بود كه شخصيت هايى مثل امام خمينى (ره) و آيت الله اراكى (ره) از شركت كنندگان در اين درس بودند.

معرفى اجمالى حوزه علميه قم

ساليانى است كه شهر مقدس قم رسما به عنوان مركز علمى و فرهنگى جهان تشيع مطرح است و اين به واسطه اجلال نزول مراجع عظام تقليد و عالمان دين و تشكيل حلقات دروس حوزه در سطوح عاليه است و از آن جا كه طلاب علوم دينى در حين تحصيل همزمان به تدريس و تأليف و همچنين كارهاى تحقيقى مى پردازند، همين امور موجب شده است كه سطوح متوسط و حتى سطوح اوليه علوم ديني نيز در اين شهر علم و اجتهاد داير شود. البته اين رونق علمى در حوزه مقدس قم را ائمه معصومين (ع) نيز پيش گويى كرده بودند، از جمله اين كه امام صادق(ع) فرمود:... زمانى مى رسد كه از قم علم و دانش به ديگر شهرها از شرق تا غرب منتشر مى شود، تا جايى كه اين شهر بر شهرهاى ديگر دليل و اسوه گشته و تا آن جا كه هيچ كس درزمين نيست كه از قم به او بهره هاى علمى و دينى نرسد. آن گاه است كه زمان ظهور حجت خدا و قائم ما فرا مى رسد.

(بحارالانوار، ج 60، ص 213.)

به نظر مى رسد فعاليت هاى علمى و مذهبى در اين شهر مقدس به زمانى كه بر مى گردد اشعريون براى عمران و آبادانى و يا امنيت خود به اين منطقه روى آوردند و سنگ بناى مسائل علمى و مذهبى در اين شهر به دست عالم فقيه، و محدث نامدار عبدالله بن سعد اشعرى گذارده شد و سپس توسط عالمان بزرگوارى چون ابراهيم بن هاشم قمى ،« ابن بابويه» و زكريا بن آدم و احمد بن اسحاق قمى (ره) و ديگران از اصحاب ائمه معصومين(ع) رشد يافت، و بازار علم و ادب و نقل حديث در اين مركز شيعى رونق گرفت، تا جايى كه معروف است منقولات رجال حديث قم مورد امضاي ائمه معصومين (ع) بود. متقابلا علماي قم نيز با سخت گيرى و دقت تمام ناقلان تاريخ و حديث ر ابه زودى تأييد نمى كردند و حتى افراد ساده انديش و سست عقيده در نقل حديث را از اين شهر اخراج مى نمودند.

پس از گذشت ساليان متمادى از اين روش با حضور مرحوم ميرزاى قمى (ره) آن عالم فرزانه و سترگ توجه حكومت قاجار و شاهان اين سلسله به اين شهر مقدس بيش تر مى شود. هجرت مرحوم ملاصدرا آن فيلسوف بزرگ وحكيم متأله از شيراز و سكنا گزيدن ايشان در كهك قم برگ ديگرى از تاريخ علم و حكمت در اين شهر است و همچنين اقبال و اسكان حكيم نامدار مرحوم فيض كاشانى (ره) و تأسيس مدرسه مباركه فيضيه در جوار حرم مطهر و ملكوتى حضرت فاطمه معصومه (س) نشان از رشد فكرى و انديشه مردم و رغبت طلاب علوم ديني به اين شهر مقدس است.

اما از اواخر دوره قاجاريه و شروع دوره پهلوى، حوزه مقدس نجف اشرف با توسعه و رونق شگفت انگيز خود مركز اجتماع فرهيختگان فقه و فقاهت گرديد و تمام توجهات به آن شهر مقدس معطوف گشت و تبعا يك رخوت و سستى در حوزه مقدس قم پيش آمد و طلاب و عالمان ساكن در اين شهر باسختى زياد، دور از درياى علم (در حوزه نجف اشرف) با اندوخته هاى علمى و با آميزه اى ازغيرت ملى و يا از باب احساس تكليف از پرچم و چراغ علم و فضيلت نگهبانى مى نمودند. با مهاجرت مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (ره) در سال 1315 شمسى از اراك به قم و تشكيل جلسات و دروس حوزوى، غبار غربت از اين حوزه مقدس برداشته و روحى تازه در كالبد دانش پژوهان و طلاب اين شهر مقدس دميده شد.

تأسيس مدرسه دارالشفا در مجاورت مدرسه فيضيه نشانه اقبال طلاب جوان به اين حوزه مقدس بود واز آن سال ها ديگر در كنار حوزه علميه نجف نام حوزه علميه قم به طور جدى مطرح بود. پس ازارتحال مرحوم حاج شيخ عبدالكريم (ره) مجددا هاله اى از غربت اما زودگذر بر تارك اين حوزه مقدس سايه افكند.

اما علماي ثلاث يعنى مرحوم آيت الله حجت (ره)، مرحوم آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى (ره) و مرحوم آيت الله سيد صدر الدين صدر(ره) اين علم را دست به دست گرداندند تا اين كه اين دوره نيز با سختى هايش گذشت. در سال 1322 با هجرت نورانى حضرت آيت الله العظمى حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى اعلى الله مقامه الشريف و تشكيل درس عالمانه و عميق ايشان وكرسى هاى دروس علما و فضلاي گرانقدر و فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى ديگر در حوزه مقدس قم كه از طرفى با رحلت مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى (ره) (در نجف اشرف) و ارجاع مرجعيت عامه شيعه به عالم وارسته حوزه قم يعنى آيت الله العظمى بروجردى (ره) و اقبال عمومى طلاب به مراجعت به وطن و بهره مندى ازفيوضات معنوى و علمى آن عالم و فقيه بزرگ، اهميت و منزلت حوزه علميه قم را به اوج رسانيد. از آن سال هابه بعداين حوزه مقدس در عرض و رديف حوزه نجف مورد توجه بود، گر چه پس از ارتحال حضرت آيت الله بروجردى (ره) فراز و نشيب هاى ديگرى ايجاد شد و در اين دوره تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى مجدداً مهاجرت هاى محدودى از سوى طلاب به نجف اشرف آغاز شد خصوصاً كه سياسيت هاى رژيم منحوس پهلوى عليه حوزه مقدس قم شدت گرفت .با آغاز نهضت امام خمينى در خرداد 1341 و قيام خونين طلاب و مردم و سركوب شدن آن قيام يك آرامش قبل از طوفان بر حوزه قم حاكم شد گرچه مبارزات مخفيانه ادامه داشت و علماي اعلام ـ حضرات آيات عظام، گلپايگانى و اراكى (ره) ونجفى مرعشى(ره) و علماي ديگر مسائل حوزه رارهبرى مى نمودند. سال 1357 با پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى خردمندانه امام خمينى (ره) و شروع جنگ تحميلى حكومت بعثى عراق عليه ملت و ميهن اسلامى ايران و مبارزه ددمنشانه آن رژيم بعثى با حوزه مقدس نجف اشرف و به شهادت رساندن و يا اخراج و تبعيد و شكنجه عالمان برجسته حوزه نجف، نهايتا پناهگاه اين عالمان و فقيهان شهر مقدس قم گشت و هم اكنون به بركت معنوى حضرت فاطمه معصومه (س) مجمع بزرگى از مراجع و آيات عظام و فقيهان و مجتهدان در اين شهر نورانى و ملكوتى ايجاد شده است كه مورد توجه جهانيان است. بحمدالله هم اكنون حدود هزاران نفر ازطلاب و دانش پژوهان علوم اسلامى در اين حوزه مقدس اشتغال دارند كه با زعامت مراجع عظام و مديريت مركزى برنامه ريزى هاى خاصى براى توسعه وبارور نمودن هر چه بيشتر علوم تخصصى و اسلامى در حال انجام است كه آينده روشن و بالنده ترى را نويد مى دهد .در گوشه و كنار اين شهر علمى وجود مدارس علميه مختلف ديده مى شود كه جمعا به حدود 50 مدرسه علميه مى رسد.

مركز جهانى علوم اسلامى

دركنارجريان حوزه سنتى، بعد ازانقلاب اسلامى ايران اقبال عظيمى از سوي علاقه مندان به كسب علوم اسلامى از سراسر جهان متوجه حوزه علميه قم شد، كه اين بخش مستقيما زيرنظر مقام معظم رهبرى (مدظله) اداره مي شود و هم اكنون قريب به ده هزار نفر از طلاب غير ايرانى از نود كشور دنيا در اين بخش از حوزه علميه قم به فعاليت هاى علمى - پژوهشى مشغول هستند.

 

جامعة الزهراء (س)

بخش ديگرى كه از بركات پيروزى انقلاب اسلامى در حوزه علميه قم ايجاد شده است تأسيس حوزه هاى علميه خواهران در قالب مدارس متعدد و مراكز علمى و تحقيقى و آموزشى علوم اسلامى و حوزوى است كه هم اكنون تعداد000/15 تفر از خواهران طى برنامه ريزى هاى خاصى در سطوح - حتى از مليت هاى مختلف - به كسب علوم و معارف اسلامى اشتغال دارند.

در كنار حوزه هاى تحصيلى و آموزشى ـ مواجه مى شويم با مراكز علمى و تحقيقاتى و مؤسسات پژوهشى كه هر كدام از آن ها حوزه اى مقدس و با بركت است كه مجموعه اين ها ازعنايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و خصوصا كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س) است . همچنين اين خدمات و گسترش علوم مذهبى مرهون انقلاب شكوهمند اسلامى ايران به رهبرى آن پير خرد و حكمت امام راحل (اعلى الله مقامه الشريف) است وهم اكنون نيز سكان دار اين كشتى نجات مقام معظم رهبرى ( مدظله العالى ) هستند.

جمكران ميعادگاه عاشقان

بناى مسجد جمكران در سال 393 هجرى به دستور حضرت حجت(ع) آغاز گرديد; شرح ماجرا از اين قرار بوده است كه نيمه هاى شب سه شنبه 17 ماه مبارك رمضان سال 393 هجرى در منزل «شيخ عفيف و صالح حسن بن مثله جمكرانى» در قريه جمكران صداى در مى آيد و او را به بيابانى كه اكنون مسجد است مى برند. در آن مكان چشم «حسن بن مثله جمكرانى» به جمال زيباى حضرت ولى عصر (عج) روشن مى گردد و از ناحيه آن وجود مبارك دستورهايى جهت بناى مسجد صادرمى شود . مبنى بر اين كه: «حسن بن مثله جمكرانى» نزد «حسن مسلم» برود و پيام امام عصر(ع) را به او برساند تا از اين پس دراين مكان زراعت نكند، چه آن كه خدا تعالى اين زمين رابر زمين هاى ديگر برگزيده است و نيز دستور قربانى كردن گوسفندى از گله «جعفر كاشانى »ـ با نشانى هاى مخصوص ـ كه هر كس از گوشت آن حيوان تناول كند شفا مى يابد صادر مى شود سپس حضرت جاى مسجد را با ميخ ها و زنجيرهايى مشخص مى نمايند و توصيه هايى به «حسن بن مثله جمكرانى» مى نمايند.

 

فرش ابريشم

فرش ابريشك دستباف قم از نفيس ترين صنايع دستى است كه از نظر رنگ آميزى و طرح و نقشه اصيل ايرانى و كيفيت آن در دنيا رتبه اول و در كشورهاى اروپايى طرفداران بسيارى دارد. بافندگان فرش ابريشم در قم اكثراً زنان هستند.

سفال و سراميك

اين هنر دستى، با سابقه ديرينه خود همچنان در پى اين است تا ريشه خود را در دل تاريخ اين شهر محكم كند سفال قم در طرح هاى خاص خود همچنان طرفداران زيادى در داخل و خارج از كشور دارد.

منبت كارى چوب

نقوش و طرح هاى زيبايى است كه بر روى انواع ميز و صندلى و صنايع چوبى كنده كارى مى گردد و اين صنعت دستى در قم به دست استادكارانى بسيار ماهر و زبردست ساخته مى شود و تهيه و صادرات اين كالا اغلب به سفارش كشورهاى آسيايى و اروپايى صورت مى پذيرد.

كاشى كارى معرق

اين هنر اسلامى بسيار زيبا كه هر بيننده اى را مجذوب خود مى كند كار استادانى است كه در قم با دستان هنرمند خود فرهنگ اسلامى را به زيبايى در قالب خاك و گل خلق مى كنند.

 

سوهان، از بهترين شيرينى هاى محلى استان است كه به ذائقه تمامى مردم دنيا خوشايند است، مواد اوليه اين شيرينى از آرد، جوانه گندم، شكر، روغن، مغز پسته و بادام، هل و زعفران در دو نوع، لقمه اى و گل گرد تهيه مى شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 16:43  توسط رضا دلاوری | 

دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي
فـنـي و مـديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تـا
حـال داشـتـه ايـد فـكر كـنـيد. بـيـاد آوريـد كـه چطـور فقدان
مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم بهره
وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.

يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار.
او مي داند  كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي
كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت، روال
ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان
جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته
باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات
احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات
پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،" را مد نظر دارد.

در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.  براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.

1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.

4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد
"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و  سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.

اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.

به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد

-         5-از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد.

7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد.

8- با فكر و با ملاحظه باشيد
هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي گوييد."

9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد.

10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد.

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد  نسبت به اشتباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 16:34  توسط رضا دلاوری | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
جاي مردان سياست بنشانيد درخت تا هوا تازه شود
معرفي فرهنگ هاي علوم سياسي و روابط بين الملل و كتاب هاي مفيد براي تقويت زبان تخصصي

پیوندهای روزانه
دانشگاه امام صادق
دانشگاه هاي معتبر
سياست نامه
اينديپندنت
نيويورگ تايمز
وال استريت ژورنال
روابط بين الملل(انگليسي)
كتابخانه تخصصي علو م سياسي
دكتر زيبا كلام
مركز تحقيقات استراتژيك
دكتر سلطاني فر
مردمان
زبان آموزان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
عمومی
سیاسی
مدیریتی
زبان انگلیسی
حقوق اداري
زبان تخصصي سياسي
روابط بين الملل
ارتش و سیاست
پايان نامه ها
اساتيد علوم سياسي
اداره امور دولتي
مهندسي صنايع
فرهنگ علوم سياسي
فرهنگ روابط بين الملل
متون سياسي براي دانشجويان علوم سياسي
نویسندگان
رضا دلاوری
رضا دلاوری
پیوندها
نشريه فارين پاليسي
راهنماي متون سياسي
روز نامه واشنگتن پست
دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم
نشريه ورد پاليسي
نشريه كريستين ساينس مانيتور
نشريه اكونوميست
وبلاگ دلاوري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

<-BlogTitle->
<-BlogTitle->
<-BlogDescription->